کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
شب عید از جانب یکی از نزدیکانم بهم حمله بدی شد که به لحاظ ذهنی اصلا آمادگیش رو نداشتم ولی برعکس همیشه که در زمان حمله من هم حمله میکردم و حتما فرد مقابل رو متاسفانه به زانو در میآوردم، فقط شاهد بودم و … حس ترحم نسبت به اون آدم داشتم. فقط در حال بررسی و در سکوت بودم. بعد از اتمام جنگ، برای خودم واقعا اینهمه صبوری و سکوت عجیب بود و نتیجه ماجرا بسیار بسیار خوب بود. خودم این تغییر رو فقط مدیون یوگانیدرا میدونم. ممنون بابت همه چیز و ممنونم از استاد برای آرامش وجودم.
این دوره یوگانیدرا همهاش برکت هست که با کلمات نمیشود آن را وصف کرد. من خیلی خوشبختم، چون این دورهها هدیهایست شگفتانگیز … از سمت خداوند مهربان که از زبان استاد مهربان آقای مهدوی عزیز بر من جاری شد. سپاسگزارم از استاد عزیزم
این دوره برای من تجربهای عمیق و روشنگر بود؛ هیچ بخشی ناگفته یا مبهم باقی نماند، و شما با دقت، آگاهی و صداقت به تمام جنبههای این مسیر اشاره کردید و … توضیحاتی جامع و کاربردی ارائه نمودید. سانکالپای من در آغاز دوره این بود: «من سلامتم، آگاهم، آرامم و در مسیرم پایدار هستم». امروز با خوشحالی و قدردانی اعلام میکنم که این نیت در من ریشه دوانده است. مسیرهایی در زندگیام گشوده شد که با آغوشی باز و آگاهی بیشتر آنها را پذیرفتم. در گذشته، اغلب مسیرها را با انگیزه و انرژی بالا آغاز میکردم، اما بسیاری از آنها ناتمام رها میشد. در حال حاضر، با کمک تکنیکها و تمرینهایی که آموختهام، در حال شکستن این چرخه و ایجاد عادتهای تازهای هستم. دورهی یوگانیدرا به من کمک شایانی کرد تا بذر سانکالپای خود را با حضور و هدایت شما، و تلاش درونیام، به درستی بکـارم. با احترام و سپاس
با سانکالپایی که انتخاب کردم در بعضی از لحظهها آنچنان آرامش و سبکی عمیقی دارم که همه مرا مست میخوانند و بهتازگی درکهای زیادی برایم باز شده است و … شکافت بین افکار و خودم را درک کنم. وقتی به طبیعت میروم آنچنان با موسیقی کوک میشوم در هنگام رقص که انگار تمام آن سازها از درون من منتشر میشود و بیذهنی عمیقی را تجربه میکنم و همه مرا مست میخوانند البته همیشه در حال کاوش درونم هستم که این را از دوره آهیمسا و تاپاس یاد گرفتم و با یوگانیدرا کامل شد. بینهایت سپاسگزارم از استاد عزیزم
موضوع:
– تاثیرگذاری و واقعی و ملموس بودن تمام مطالب دوره.
موضوع:
– خواب بهتر
– ارتباط با بدن
– توجه و تمرکز به لحظه
– دوست داشتن و اهمیت دادن به خود…
– کنترل نسبی استرس و ترسها
– شرکت در این دوره و همچنین دورهی پرانایاما باعث شد برنامهی سهگانهی آسانا، پرانایاما، مدیتیشن بسیار نشاطآور و انرژیزا شود.
با سپاس از استاد مسعود مهدویپور.
همانطور که فرمودین رعایت نظم دو تا ٢٠ دقیقه در طول شبانهروز و ایجاد سکوت ذهن گرهگشای بسیاری از خطاهای ذهن و به طبع اون راحتتر زیستن، فکر کردن، حس کردن و تجربه کردن هست. آزادی، رهایی و آرامش بیشتر این تن و بدن، بیشتر فکر کردن به اینکه چقدر این بدن فیزیکی میتونه خوب و دوستداشتنی باشه و من چقدر میتونم خودم رو دوست داشته باشم، ذهن آرام و بودن در لحظهی حال رو بیشتر تجربه کنم و… بمونم با اون و لذت ببرم، دوری کنم از فضاهایی که آرامش ذهن زیبا و استفاده کردن از لحظهی حال رو کاهش میدن.
من کتابهای زیادی رو در این رابطه خوندم، دورههای زیادی رو رفتم و اساتید مختلفی رو دیدم. تجربهی نظم ٢٠ دقیقه و سکوت ذهن و مدیتیشن برای من عالی بود. تشکر میکنم از شما و برای سلامتیتون دعا میکنم.
اثرات خوب روی من شامل:
– عصبانی نشدن
– با مهربانی بیشترصحبت کردن
– کسی رو نرنجاندن
– اسیر وسواس ذهن نشدن
– فکر بد نکردن
– سعی در ایجاد خاطرهی خوب برای دیگران چون ممکنه دیگه نبینمشون
– رضایت درون
امید صمدزاده تشکر میکنم از شما و تیم کاریتون.
من خیلی اتفاقی با جناب استاد و کتاب و دورهشون آشنا شدم. گفتم اتفاقی ولی از نظر من هیچ چیز در این دنیا تصادفی رخ نمیده. از اینکه خدا جناب استاد رو جایی در مسیر زندگی من قرار داد که بیشتر از هر زمان دیگهای در زندگی به حضور و آموزششون نیاز داشتم شکرگزارم.…
از جناب استاد و صداقت و تعهد و تمامیت حضورشون برای آموزش ما هم بینهایت قدردانم.
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
از سالها پیش که با سایه آشنا شدم و از طریق آشنایی با تحلیل رفتار متقابل شخصیتهای مختلف ذهنم رو آرام آرام و در شرایط مختلف شناسایی میکردم، یکجاهایی میپذیرفتم و یکجاهایی نمیپذیرفتم، نهایتا از طریق یوگا یاد گرفتم من ذهن نیستم و ذهن گذشتهایست که از طریق این جسم میتونه گذشتهها رو پاکسازی و به صلح با خود برسونه. …از طرفی حس بدآمدن از خصوصیات ذهنی را میبینم و آگاهم که این خود نفس است که از خصوصیات خود بدش میآید. و برای رهایی ازین خشم و بدآمدن دست و پا میزند. امروز 14 آذر وویس اول را گوش میدادم و آگاه شدم آنچه که در روبروی من قرار میگیرد که دارای شحصیتها و خصوصیات ذهنیم است، در واقع نوعی اختیار به انتخاب را بهمن میدهد که کجا و چگونه و چقدر به خصوصیاتی که میبینم در زندگی نیاز دارم تا بوسیله آن تعادل را در خود ایجاد کنم و این مرحله انتخاب هر لحظه و در مرحله میتواند صورت بگیرد …حس بد آمدن تبدیل به تفکر و نیاز به شناخت آن رفتار شده.
با تشکر و سپاس از وجود بسیار ارزشمند شما استاد تحول.
سلام و درود
برای من اولین بار بود که در دورهای چنین شرکت میکردم. هفتهی اول با تمرین نوشتن بزرگترین شکست، برونریزی (گریه) زیادی داشتم… و در روزهای بعد متوجه شکستهایی در زندگیام با الگوی مشابه شدم و این بهترین تراپی برای من بود.…
با تمرین هفتهی دوم ارتباط زیادی نگرفتم، چون تاپاسهای فیزیکی نمونه را از قبل رعایت میکردم. ولی کم کم با تاپاس عادتها، تمرینها را انجام دادم.
تمرین شخصیت ریسک پذیر و مقاوم خیلی به من کمک کرد که مدل صفر و صدی رفتار نکنم و متوجه شدم «تعادل» مهمترین نکته است.
دستاوردهای بسیاری در این دوره کسب کردم. دو کار بزرگ ناتمام را پیگیری کردم و هفتهی دیگر جلسهی دفاع فوق لیسانسم است. (عادت اهمال کاری داشتم.)
سرعتم بیشتر شده و کارهایی که قدیم در ده روز انجام میدادم، حالا در یک روز انجام میدهم. مثل قبل با کارهای زیاد خسته نمیشوم و انرژی دارم.
در روزهای اخیر، شرایط جسمی و روحی خوبی نداشتم و متاسفانه کمتر به تمرینها رسیدم. در این مواقع ذهنم شلوغ میشود و نمیتوانم کارها را دسته بندی کنم.
میدانم باید بیشتر تمرین کنم و تاپاس دهم، چون عادت فکری کمالگرایی هنوز به من اجازه نمیدهد احساس رضایت و آسوده خاطری داشته باشم.
همچنین هنوز در مورد خواسته واقعیام مطمئن نیستم و نمیتوانم آن را در آینده تصور کنم.
در آخر، بسیار بسیار از شما بابت برگزاری این دوره سپاسگزارم.
موضوع: تغییر الگو و روش تغذیه (تمایل فقط به غذاهای سالم)
احساس سبکی خیلی بیشتر مخصوصا بعد از غذا
بالا رفتن چابکی و انرژی…
بسیاری از هدفهایی که به تعویق افتاده بودند در حال انجام شدن هستند
بهبود پوسچر بدن
بیشتر شدن تمرکز روی زندگی (استفاده بهینه از زمان، نظم در برنامههای زندگی، انجام متعهدانهی برنامههای زندگی)
بیشتر شدن احساس عشق به جهان هستی و طبیعت
موضوع:
با درود فراوان خدمت استاد ارجمند و شما عزیزان.
دورهی پرانایاما برای من بینظیر بود:
– به لحاظ جسمی خیلی پرانرژیتر و سرحالتر از قبل هستم.
– انگیزهی من رو بیشتر کرده.…
– با اینکه در طول دوره سرما هم خوردم ولی سریعتر از همیشه خوب شدم.
در کل بسیار برای من مفید بوده و این دورهی بسیار باارزش رو قطعا به دیگران هم توصیه خواهم کرد چون نتایج عالی بود و در دورههای دیگر شما حتما شرکت میکنم.🙏🏻 بینهایت سپاسگزارم از شما استاد ارجمند و همهی عزیزانی که در تیم و گروه شما همکاری میکنند به بهترین شکل ممکن و بهترینها رو براتون آرزو دارم. موفق و سلامت باشید 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
عرض سلام من در دوره پرانایامای آقای مهدوی پور شرکت کردم ۸۰ درصد از تمرینات رو انجام دادم ۷۰ درصد موارد تغذیهای رو رعایت کردم. افزایش سطح انرژی بعد از انجام تمرینات بسیار قابل لمس هست، آرامشم بسیار بیشتر شده… داروهای گیاهی آرامبخش مصرف میکردم که به کل قطع کردم، استرس زیادی داشتم در جمع که خیلی کمرنگ شده، برقراری ارتباط با دیگران بسیار با کیفیتتر از قبل شده، خواب شب بسیار خوب و عمیق شده، ارتباط با طبیعت ۵۰ درصد داشتم، بسیار سپاسگزارم از استاد مهدویپور عزیز و همراهان عزیزشون برای برگزاری این دوره بسیار عالی و ارزشمند. آرزوی سلامتی و شادی میکنم امیدوارم دورههاتون ادامه داشته باشه.
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)

