کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
تمرین این هفته (چهارم) فوقالعاده بود، عشق و نور و برکت جاری باشه در هر لحظه از زندگیتون
تجربهی من از تمرین این چند روز یوگانیدرا، غیر از یکروز، دیگر روزها دو بار تمرین انجام دادم. از فضای عمومی این روزهایم راضی هستم و حس خوبی دارم. سانکالپای من: … «سلامت، ارزشمند، مرفه و شاد هستم». ضمنا بعضی روزها پیش از تمرین یوگانیدرا، نکات رعایتی را گوش میکنم تا بهتر در فضای تمرین قرار بگیرم.
سانکالپای من «اعتماد بهنفس داشتن» بود و در این چند روز اخیر اتفاقاتی برام افتاد که در حالت عادی محال بود بتوانم حرفم را بزنم اما موفق شدم بدون مشوش شدن و … بیاحترامی کردن به کسی حرفم را بزنم و طرف مقابلم را تحت تاثیر قرار دهم. صمیمانه و خالصانه ممنونم
سانکالپای «من شاد و سالم هستم، آرامش دارم و غنی هستم» در دوره یوگانیدرا دریچه جدیدی در زندگی من پس از ۶۰ سال گشود. … بهزعم اطرافیان در اکثر مواقع در مواجهه با ناملایمت روزمره در من آرامش توام با شکیبایی و تبسم جاریست. بین منِ قبل از دوره با منِ بعد از دوره تفاوتهای بنیادینی وجود دارد. بهطور بارز خود را بسیار مصممتر از قبل در کار و زندگی میبینم و با نگاهی کلنگر با پدیدههای پیرامون مواجه میشوم. و همواره خود را در زیر ذرهبین و رصد در جهت اصلاح تفکر و تصمیمات در تمام عرصههای خرد و کلان زندگی میبینم. همواره دعاگو و ارادتمند استاد عزیز هستم.
موضوع:
– مدیریت درد بعد از جراحی در این دوره و گذراندن دوران نقاهت قبل و بعد از جراحی با کمک تکنیک مدیتیشن
– توضیح مطالب به صورت ملموس
توضیح:
– پیدا کردن نظم و تعهد در انجام کارها با انجام تمرین نظم
– تغییر مثبت در گوارش
– منظمتر شدن خوابها
– تاثیر مثبت در تمرکز: کنترل بهتر شرایط و تمرکز بیشتر روی کارها
درود بر شما. من در دورهی مدیتیشن ۱۴۰۰ جناب آقای مهدویپور شرکت کردم. در طول دوره همهی تمرینهای نظم را بهطور مرتب انجام دادم. متاسفانه تمرینهای ذوق را فقط هفتهای ۲ تا ۳ بار موفق به انجامشان شدم و تمرین ۵۰ دقیقهای تحمل/فرار را هفتهای یک بار انجام دادم .
– اوایل نشستن یک جا بدون حرکت برایم بسیار دشوار بود و مرتب افکارم به اطراف پرت میشد و در حین تمرین به همهی مسائل زندگی فکر میکردم اما بسیار خوشحالم که بعد از این مدت به راحتی مینشینم و… به جرات میگویم که در طول تمرین به ندرت حواسم پرت میشود و واقعا هر دفعه منتظر نوبت بعدی تمرینم هستم.
– تحملم در برابر اتفاقات بیشتر شده و سریع نسبت به هر اتفاقی عکسالعمل نشان نمیدهم.
بسیار از شما بابت برگزاری این دوره سپاسگزام.
با سلام من مهسا هستم در دورهی مدیتیشن استاد مهدویپور شرکت کردم.
اول میخوام از استاد عزیز تشکر ویژه کنم که همیشه در این مسیر همراه ما بودید، به شیوهی درست زندگی کردن هدایتمون کردید و تمام تجربههاتون رو کامل در اختیار ما گذاشتین. از تیم پشتیبانی هم برای ایجاد دسترسی راحتی که ایجاد کردند ممنونم.
من دورهی مدیتیشن را یک سال و نیم پیش با استاد مهدویپور گذرونده بودم و در طی این مدت روزی یک نوبت متعهدانه مدیتیشن را انجام میدادم، با دوباره ثبتنام کردن کمک بزرگی شد برای احیا شدن دوبارهی تکنیک.…
در طول این دوره هر هفته بین 12 تا 14 بار تکنیک را انجام دادم و تمرین ذوق بین 5 تا 6 مرتبه در هفته بود.
– این دوره کمکم کرد که رشد و تغییرات عظیمی که در طول این مدت بهوجود آمده بود را ببینم و با اشتیاق و شوق بیشتری متعهد بشم.
– آگاهی و حضورم در لحظه بیشتر شد.
– باعث ایجاد یک حس رضایت درونی بیشتری در وجودم شد.
– خودم رو بیشتر شناختم بهخصوص در مدیتیشن 50 دقیقه که باعث شناخت و درک بین صبور بودن و تحمل کردن شد.
– از لحاظ تغذیه چون دورهی پرانایاما رو با شما گذرونده بودم مشکلات گوارشیم برطرف شده بود و در این دوره باز هم آگاهتر شدم به تغذیهام و بیشتر در لحظهی حال وعدههای غذاییم رو مصرف میکردم.
به امید دورههای بعدی در کنار شما استاد عزیز. سلامتی، برکت و نور بر زندگیتون جاری باشه، ممنونم.
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
این هفته که طبیعت رفتم در یک کوهستان بکر که جایگاه انسانهای غارنشین بود جلسه هفته سوم را با توجه کامل گوش دادم و تمرینها را با دقت انجام دادم در هنگام قضاوت کردن وقتی که چشمپوشی کردم و به طبیعت توجه میکردم سکوت عمیقی را در درونم حس میکردم و در حوضچههای پر آب زلال که در کوهستان بود شنا کردم … با این که سرد بود اما از درون گرم بودم و با آب یکی شدم. این روزها شعف و شادی گم شدهام را پیدا کردم. و شبها با صدای اولین نجوای ذهن و صدای خروس همسایه بیدار و آماده میشوم برای برنامه صبحگاهی. این یک معجزه است برای من. و زنده بودن را حس میکنم. سپاسگزارم بابت این عشقی را که با ما به اشتراک گذاشتید.
هفتهی گذشته با شنیدن وویسهای “مهم برای همه” نگاهی بهخود و عادتهایم انداختم، دوبار گوش دادم و ناگهان به بیحوصلگی خود آگاه شدم. جالبه بیش از 20 سال پیش در اولین دوره مدیتیشن به آن آگاه شدم و وقتی با ناباوری به شما گفتم، … فرمودید درسته، آنچه دیدی درسته.
در حالیکه بسیار فعال و پر تلاش بودم …و هفته گذشته دیدم، آگاه شدم و پذیرفتم. در اثر شنوایی موثر به پیام شما.
منظورم ازین پیام اینه که دقیقا آنچه شما این هفته فرمودید هفتهی قبل آنرا تجربه کردم برای بیحوصلگی تاپاس میدم. مدام اقدام و عملهای لازم رو انجام میدم.
تجربهی خودمو از دوره تا جلسه سوم خدمتتون ابراز کردم.
موضوع: بالا رفتن آگاهی درباره پرانایاما
شفافیت پوست
صافی پشت…
محکم شدن بدن
راحتتر بیدار شدن صبحها
بهتر شدن گوارش
موضوع: اثر فوقالعاده روی دستگاه گوارش
احساس سبکی
به دست آورن تشنگی طبیعی…
کم شدن سردرد میگرنی
کم شدن محسوس درد سیاتیک با کمک آساناها و قوی شدن پای چپ که قبلا خیلی ضعیف شده بود
ایجاد فضای خالی در محیط زندگی و بدن و ذهن
اثر فوقالعادهی شستشوی بینی و بهبود تنفس
تبدیل حس نگرانی از آینده به حس رضایت از داشتههایم
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)
من توانستم حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد تعهداتم را در ورزشها و تنفسها و حدود ۷۰ درصد در تغذیه رعایت کنم.
– انرژی روانی مناسبی نداشتم ولی با انجام وظایفم سطح انرژیم بالاتر رفت.
– توانستم با کمک دوره قرص اعصابم را زیر نظر پزشک کاهش دهم.…
– تمرکزم نسبت به سابق بهتر شده.
بسیار مشتاقم در دورههای بعدی با توان و دقت بیشتری شرکت کنم.

