کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
من مبتلا به ام اس هستم و سمپتومهایی مربوط به این بیماری دارم. سانکالپای من مربوط به «سلامتی کامل، تداوم و پشتکار» هست. تمرینها رو حدود هشتاد درصد انجام دادم با یک وقفهی یک هفتهای چند روزه که دوباره انجام میدم. … در حال حاضر تغییر خاصی در سمپتومهای مربوط به بیماری حس نمیکنم اما از درون حس سلامتی و نشاط عمیقی دارم. امیدوارم در ادامه، اثر تمارین در سطوح فیزیکی کاملا خودش رو نشون بده. ممنون از شما بابت این دورهی خوب
قدردان و سپاسگزار شما از این دوره هستم. بهعلت نگهداری از همسرم که به آلزایمر دچار و مسئول تمامی امور زندگی هستم، خستگیها و غرهای ذهنیم در اثر تمرین یوگانیدرا بسیار کم و روحیهام بهسمت شادی و ذهنم بهسمت … حل مسئله پیشرفت داشته. خدا را بابت داشتن چنین مربی بینظیر و بیهمتایی شاکرم.
شرایط من در دوره اینطور بود که در شروع هفتهی سوم مادرم که سه سال درگیر آلزایمر بود بهدلیل خونریزی مغزی به بیمارستان منتقل شد. با شروع هفتهی چهارم از میان ما رفت. ادامهی زندگیاش قطعا با بستری و زمینگیر شدن او همراه میشد. شرایطی که … برای زنی توانمند و خودکفا، مانند او بسیار سخت میبود. از رفتن او بسیار دلگیرم اما خشنودم که وضعیت بستری او تنها یک هفته بود. شاید انتخاب سانکالپای سلامتی و ارزشمندی در طی این روند بیتاثیر نبود. تمرینهایم را با تغییر شرایط منطبق کردم. گرچه افت و خیز دارم اما همچنان انجام تمرینها در من انگیزه بیشتری برای ادامهی دوره ایجاد میکند.
درس جلسه سوم هم فوقالعاده بود. من برای اینکه عقب بودنم رو جبران کنم این هفته روزی ۲ بار تمرین یوگانیدرا رو انجام دادم. امروز هم تمرین جدید رو با استاد شروع کردم فوقالعاده آرامبخش بود. مراتب سپاس و احترام من به استاد
موضوع:
– مدیریت عالی احساسها و واکنشها
– دیدن خود واقعی من و دیگران و جهان هستی
موضوع:
– برطرف شدن مشکل گوارشی
– تمرکز و مدیریت محسوس بر استرسهای روزانه
– پیدا کردن شرایط ذهنی جدید
– تاثیر مثبت در تصمیمگیریها و تحلیل مسائل و روابط
سلام من در دورهی مدیتیشن استاد مهدویپور عزیز و محترم شرکت کردم. بسیار از استاد عزیز و از دورهی بسیار مفیدشون آموختم و از تک تک لحظاتش لذت بردم. صادقانه بگم با اینکه تمرینهایم رو خیلی مرتب و متعهدانه انجام ندادم ولی در حال مشاهدهی تاثیر این تمرینها بر روی ذهن و آرامشم هستم.
– اخیرا مشکل عدم تمرکز شدید و کمبود انرژی داشتم ولی الان بسیار بهبود پیدا کرده و… یقین دارم که با ادامهی تمرینهایم رفع میشه.
– با انجام تمرینها و شرکت در جلسات دوره سطح انرژیم به شدت بالا میره و حال خوبی رو در طول روز تجربه میکنم و بهتر از قبل به کارهای روزمرهام رسیدگی میکنم.
من از سال 1385 با کانون یوگا آشنا شدم، در کلاسهای یوگای به شدت اصولی کانون شرکت میکردم و یکی از بهترین تجربههای زندگی من بود و از همان سن 18 سالگی امکان تجربهی فضای جدیدی رو به من داد که از وجودش بیاطلاع بودم. جالبه که با وجود مجازی بودن دورهی مدیتیشن، همون انرژی و آرامش کانون یوگا رو دوباره اینجا تجربه کردم و خیلی خیلی بابت این موضوع خوشحال هستم. از استاد عزیز و تمام تیمشون برای ایجاد چنین فضا و انرژی مثبتی سپاسگزارم. قطعا در دورههای پرانایاما و دورههای بعدی هم شرکت خواهم کرد و چنین فرصتی رو از دست نخواهم داد.
درخواستی که دارم اینه که لطفا در صورت امکان دورههای یوگا رو هم به صورت مجازی برگزار کنید تا بتونیم شرکت کنیم و ازشون بهره ببریم.
بسیار سپاسگزارم و آرزوی آرامش، سلامتی و تندرستی برای استاد مهدویپور عزیز، تیم خوبشون و تمامی افراد شرکت کننده در دورههای کانون یوگا را دارم.
درود بر استاد عزیز و دستاندرکاران تهیهی این فیلمهای فوقالعاده.
من علیرضا هستم. در هفتههای گذشته فقط چهار نوبت تمرین نظم انجام ندادهام. تمرین 50 دقیقه رو بیش از توصیهی استاد انجام دادم. تمرین ذوق را کم انجام دادهام.
تا کنون 5 بار در دورههای مراقبهی استاد شرکت کردهام که همیشه نکات جدیدی برای من داشته است ولی نکتهی فوقالعادهی این بار برای من توضیحات بسیار خوب و روشنگر استاد در مورد تبدیل فضای تحمل و فرار به فضای بردباری… از طریق مراقبهی طولانی است که آنرا با تمام وجود احساس کردم و فکر میکنم رویکرد جدیدی در زندگی و در مواجه با مشکلات به من خواهد داد و توضیحات استاد باعث شد که با کنجکاوی و عطش فوقالعادهای به انجام مراقبهی طولانی بدون حس هیچ مشکلی علاقهمند شوم.
نکتهی دیگر اینکه در ابتدای شرکت در کلاسهای مجازی فکر میکردم تاثیر کمتری در مقایسه با کلاسهای حضوری داشته باشد ولی اکنون متوجه میشوم که تاثیر آن خیلی بیشتر از کلاسهای حضوری بوده است و در آینده باز هم در کلاسهای استاد مهدویپور شرکت خواهم نمود.
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
من برای بار چهارم یا پنجم است که در دوره تاپاس شرکت میکنم. این دوره همیشه مرا سرحال و پر انرژی و به آینده امیدوار کرده است. خدا آقای مهدوی را حفظ کند که انسانی کمیاب و خود ساخته است و دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران میگذارد. از همراهان ایشان نیز تشکر می کنم. امیدوارم این دوره با فواصل کمتر باز هم برگزار شود. ارادت
من هیچ آشنایی با تاپاس نداشتم ولی بعد شرکت در دوره متوجه شدم تا جلسه پنجم اکثر موارد رو بدون اینکه بدونم قربانی میکردم که به علت تربیت و آموزش خانوادگیمون بوده. دبیر زیست شناسی هستم و هر جایی لازم میشد برخی مطالب جلسه سوم (صرفه جویی در مصرف) رو در کلاس اشاره میکردم ولی …شما چنان بیان لطیف و گیرا در عین حال ملموس و قابل درکی بیان میکنید که شنونده مجذوب میشه. بحث هورمونها رو سالهاست که تدریس میکنم و هیچگاه تجربه چنین توضیح عالی رو نداشتم.
این جمله شما که: قلبا ازتون میخوام تمرینات این جلسه رو انجام بدین، در من چنان تعهدی رو به وجود میاره که تمرینهای همه جلسات رو با تمام قلبم انجام میدم.
حدود ۱۰ ساله که خودم رو از داشتن هر آرزویی محروم کردم و این جمله شما که در خلوت خود تصویر طرح انجام شده خود را در زمان موعود ببینید برام حس خیلی خوبی رو داد.
و ممنون که مدت زمان استفاده از دوره رو زیاد کردید چون با آرامش خیال و با دل و جان میشه استفاده کرد. بهترین دعاهام تقدیمتون
موضوع: بالا رفتن انرژی (گذراندن راحتتر اتفاقات ناگوار با استفاده از این بالا رفتن انرژی) این برای من مثبتترین قسمت تمرینات بود.
چابکی بیشتر بدنی… به خصوص در کوهنوردی
به مراتب بالا رفتن انرژی از زمان تنفس خورشیدی
بیشتر شدن تسلط روی چینمودرا و درک بهتر تمرینات
درک کامل انرژی و شعف درونی
موضوع: کمتر شدن لرزشهای سر
تواناتر شدن بدن
بهتر شدن هماهنگی ذهن و بدن
شادابتر و راضیتر شدن
با سلام و عرض ادب و ارادت خدمت جناب استاد مهدویپور عزیز و تیم خوبشون.
من فهیمه هستم و در دورهی پرانایامای زمستان ۱۴۰۰ شرکت کردم.
بین ۹۰ تا ۱۰۰ درصد به انجام تمرینهای هفتگی متعهد بودم. خیلی کم پیش اومد نوبت تمرینی رو از دست بدم.
بهطور کلی این دوره زندگی من رو منظمتر و هدفمندتر کرد.…
از لحاظ تغذیه بهجز سوپ سبوس بقیه موارد رو رعایت کردم.
حدود ۵۰ درصد ارتباط با طبیعت داشتم.
اثرات دوره برای من بسیار مشهود بود.
– در طول روز چرخش جریان انرژی رو توی فضای سرم احساس میکنم.
– قبل از این دوره دورهی مدیتیشن استاد رو شرکت کرده بودم. همراهی این دو دوره برای من اعجازبرانگیز بود. چرا که میگرنم که بسیار درموندهام کرده بود شکر خدا کاملا برطرف شد.
– با مدیتیشن و پرانایاما ارتباط بین بدن و ذهنم بسیار قوی شده. فکر میکنم تازه بدنم رو کشف کردم.
– به نفسهام در طول روز بسیار واقفم. قبلا اصلا متوجه نفس کشیدنم نبودم اما به لطف این دوره، آگاهی از نفسهام توی شلوغی روز منو به زمان حال میکشونه و این برام بینهایت لذتبخش و آرامشدهنده است.
برای تک تک شما آرزوی بهروزی و تندرستی دارم. سپاس بینهایت🌷🌷🌷
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)

