کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
۷۵۰,۰۰۰ تومان
۳۰۰,۰۰۰ تومان
۲۰۰,۰۰۰ تومان
نظرهای کاربران دورهها
دوره یوگانیدرا
مشاهده همه نظرها»
تمرین این هفته (چهارم) فوقالعاده بود، عشق و نور و برکت جاری باشه در هر لحظه از زندگیتون
سانکالپای «همه چیز امن هست» رو انتخاب کردم. بهطرز عجیبی در نیدرا هنگام تمرین عمیق، تصاویر و گفتوگوهای منفی دیگران را در دوران کودکیام که … از آنها حس ناامنی و ترس به من میداد و کلا فراموششان کرده بودم، بهخاطر میآوردم. این ناامنی در همه جای زندگی من رخنه کرده بود. جالب است که با تمرین و حس امنیت ایجاد شده، افرادی که برایم قابل اعتماد نبودند قابل اعتماد شدند. الان میدانم وقتی ناهشیارانه اهمالکاری میکنم باید با خودم تکرار کنم: همه چیز امنه. یوگانیدرا به من تمرکز و حس آرامش داد و ترسم نسبت به از دست دادن فرزندم از بین رفت. سپاسگزار استاد مهدوی عزیز هستم، استادی که به حق آموزههایشان اصیل است
درس جلسه سوم هم فوقالعاده بود. من برای اینکه عقب بودنم رو جبران کنم این هفته روزی ۲ بار تمرین یوگانیدرا رو انجام دادم. امروز هم تمرین جدید رو با استاد شروع کردم فوقالعاده آرامبخش بود. مراتب سپاس و احترام من به استاد
دورههای تاپاس، پرانایاما، مدیتیشن را به صورت غیر حضوری با استاد گذروندم و تاثیرات خیلی زیادی توی زندگیم داشته. دوره یوگانیدرا را صرفا برای آشنا شدن با یوگانیدرا برداشتم. سانکالپای من داشتن اعتماد به نفس هست و … چند شب پیش یک خواب تکراری میدیدم که پشت فرمون هستم و کنترل ماشین از دستم خارج شده اما این بار توی خواب سانکالپا را تکرار کردم و همون موقع کنترل ماشین را بهدست گرفتم. سپاس فراوان
دوره مدیتیشن
مشاهده همه نظرها»
موضوع:
– مدیریت درد بعد از جراحی در این دوره و گذراندن دوران نقاهت قبل و بعد از جراحی با کمک تکنیک مدیتیشن
– توضیح مطالب به صورت ملموس
موضوع:
– مدیریت عالی احساسها و واکنشها
– دیدن خود واقعی من و دیگران و جهان هستی
درود بر شما. من در دورهی مدیتیشن ۱۴۰۰ جناب آقای مهدویپور شرکت کردم. در طول دوره همهی تمرینهای نظم را بهطور مرتب انجام دادم. متاسفانه تمرینهای ذوق را فقط هفتهای ۲ تا ۳ بار موفق به انجامشان شدم و تمرین ۵۰ دقیقهای تحمل/فرار را هفتهای یک بار انجام دادم .
– اوایل نشستن یک جا بدون حرکت برایم بسیار دشوار بود و مرتب افکارم به اطراف پرت میشد و در حین تمرین به همهی مسائل زندگی فکر میکردم اما بسیار خوشحالم که بعد از این مدت به راحتی مینشینم و… به جرات میگویم که در طول تمرین به ندرت حواسم پرت میشود و واقعا هر دفعه منتظر نوبت بعدی تمرینم هستم.
– تحملم در برابر اتفاقات بیشتر شده و سریع نسبت به هر اتفاقی عکسالعمل نشان نمیدهم.
بسیار از شما بابت برگزاری این دوره سپاسگزام.
من در دورهی مدیتیشن جناب آقای مهدویپور شرکت کردم.
در طول دوره از ١۴ نوبت تمرین نظم بهطور متوسط ١٢ نوبت را انجام دادم.
– در ابتدای دوره بلافاصله بعد از ١٠ دقیقه با پشت صاف نشستن در ناحیهی کمر و ستون فقرات احساس درد و خستگی میکردم ولی بعد از استمرار تمرینها حالا هیچ دردی حین ٢٠ دقیقه صاف نشستن در ستون فقرات حس نمیکنم!…
– با اینکه هیچ تغییری در مشکلات زندگیم ایجاد نشده ولی آرامش بسیار زیادی در خودم حس میکنم و بسیار آرامتر شدهام. کاملا حس میکنم استرس و نگرانیهایی که در زندگی داشتهام بهطور محسوسی کم شده!
با سپاس فراوان
دوره تاپاس
مشاهده همه نظرها»
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
این هفته که طبیعت رفتم در یک کوهستان بکر که جایگاه انسانهای غارنشین بود جلسه هفته سوم را با توجه کامل گوش دادم و تمرینها را با دقت انجام دادم در هنگام قضاوت کردن وقتی که چشمپوشی کردم و به طبیعت توجه میکردم سکوت عمیقی را در درونم حس میکردم و در حوضچههای پر آب زلال که در کوهستان بود شنا کردم … با این که سرد بود اما از درون گرم بودم و با آب یکی شدم. این روزها شعف و شادی گم شدهام را پیدا کردم. و شبها با صدای اولین نجوای ذهن و صدای خروس همسایه بیدار و آماده میشوم برای برنامه صبحگاهی. این یک معجزه است برای من. و زنده بودن را حس میکنم. سپاسگزارم بابت این عشقی را که با ما به اشتراک گذاشتید.
ابراز من بعد از گذشت ۳ جلسه دورهی تاپاس برای شما استاد مهدوی پور عزیز و همراهان خوبم در این دوره عالی و تاثیر گذار. در هفتهی اول، بسیار نوشتم، روزی ۵-۶ ساعت حداقل، اولین دستاورد بزرگ سوزاندن عادت طفره رفتن از نوشتنم، با توجه به حساب شده و دقیق بودن سوالات، کاملا خودبخود در پنجمین روز، از میان خواستههای متعدد به خواسته واقعیام نزدیک شده …و در پایان هفتهی اول کاملا مطمئن بودم که چه میخواهم.
در هفتهی دوم، از آنجا که با رهنمودها و دورههای ارزشمند شما استاد بزرگوار، بر بسیاری از عادتهای سنگین فیزیکیام غلبه کرده بودم، بهنظرم رسید از بین موارد گفته شده، « تاپاس آب سرد مال من است».
من کلا آدم سرمایی و نازک پوستی هستم که با توجه به لاغریام همیشه در زمستان مشکل سردی بسیار زیاد در نوک انگشتان دست و پا دارم و بهراحتی در زمستان حتی با پوشش خوب بهلرزه میافتم.
با ایمانم به توصیه های شما، مطمئن بودم با تاپاس آب سرد دچار مشکل جدی نخواهم شد و حتما منفعتی برایم خواهد داشت و آنها را نوشتم.
بنابراین در اولین روز هفتهی دوم، صبح پس از ۲-۳ ساعت کوهپیمایی در هوای سرد، به منزل آمده تاپاس آب سرد را امتحان کردم، خوب اولین بار بسیار سخت بود و با آب ولرم رو به سرد شروع کردم، وبا خودم میگفتم من از درون گرمم، و واقعا با تمرکز بر درونم این حس را هم داشتم، دستاورد غیر منتظرهای که گرفتم بسیار شگفت انگیز بود، در شاواسانا بعد از ظهرام، حالتی از رهایی را تجربه کردم که سابقه نداشت، تنفسهایم آنقدر سیال و سبک شده بود که همینطور خود به خود روی بدنم میچرخید و من نظارهگر و رها بودم، بسیار عالی بود.
دیگر تاپاس آب سرد برنامه هر روزهام شده و مهم اینکه سرمایی بودنم بسیار کم شده و با وجود خاموش بودن وسایل گرمایشی منزل، بدون جوراب هم میگردم. و دیگر حتی سرد بودن انگشتانم آزارم نمیدهد و اصلا توجهی به آن ندارم. این تجربه را برای دوستانی نوشتم که شرایط مانند من دارند و به تاپاس آب سرد بسیار با احتیاط و ترس نگاه می کنند.
با انجام این تاپاس بخشی از عادات رفتاری (هفتهی سوم) مزاحمام را نیز می سوزانم، چون دیگر حمام، گرم و بخار گرفته و خوشایند، نیست حتی برای شستشوی سر و بدن نیز برنامهریزی میکنم که آب کمتری مصرف کنم و زودتر هم از حمام خارج شوم. مدیریت در مصرف آب، سوخت، برق، مواد شوینده و زمان هم می شود.
و بسیار دستاوردهایی که سرشار از آگاهی، حسهای خوب و امید و انگیزه است.
همچنین با اینکه جلسات حضوری شما لطف و سعادت خاص خود را دارد من هم از دوره های مجازی شما (پرانایاما، مدیتیشن، تاپاس) بسیار خوب استفاده بردهام، چون امکان بازنگری چند باره جلسات فراهم است. و خواندن پرسش و پاسخ ها و ابرازها هم بسیار مفید است .
از شما از صمیم قلب سپاسگزارم استاد بزرگوارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم.
دوره پرانایاما
مشاهده همه نظرها»
موضوع: بالا رفتن آگاهی درباره پرانایاما
شفافیت پوست
صافی پشت…
محکم شدن بدن
راحتتر بیدار شدن صبحها
بهتر شدن گوارش
من علی از تورنتو در دوره پرانایاما استاد مهدوی شرکت کردم، حدود ۵۰ درصد از تمرینها و تغذیه را رعایت کردم. دوره تاثیر قابل توجهی در موارد زیر برایم به همراه داشت: بهبود تمرکز، بهدست آمدن راه حلها و پاسخهای مسائل بهصورت دریافتهای آنی، مواجه شدن آگاهانه با ترسها بهجای پرهیز کردن از روبهرو شدن با آنها، بهبود کیفیت خواب، آگاه بودن بر حجم و کیفیت غذای مصرفی
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)
فقط خواستم در مورد تجربهٔ قاعدگی خودم در این دوره بنویسم؛ اینکه بهطور معجزه آسایی و برای اولین بار روزهای قبل از قاعدگی و شروع آن تفاوتی با روزهای عادی نداشت، نه خبری از بدخلقی بود، نه پرخوری و نه کمردردهای وحشتناک.… در حدی که شک کردم نکند تاریخ را اشتباه کردم. گنجی را به ما دادید که مراقبت و حفظ آن وظیفهٔ دشواری است و در عین حال سبک چون ملازم آن شوق و عشق خواهد بود.















