کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
باید بگویم که با نوعی کنجکاوی و تردید، در این خصوص که آیا یوگا هم به حوزهی روانشناسی زرد وارد شده است، در این دوره ثبتنام کردم اما خیلی زود و … با شروع و پیش رفتن دوره، مشاهدهی روشمندی و پیوستگی مراحل و کاربردی شدن آن، اعتماد و اطمینان خوبی نسبت به دوره در من بهوجود آمد. من دورهی پرانایاما را هم بصورت آنلاین با استاد مهدوی گذرانده بودم ولی، میتوانم بگویم که استحکام گفتار ایشان در این دوره بهگونهای بود که انگیزهی بیشتری برای ادامهی دوره و اعتماد به نتیجهی آن را در من بهوجود آورد.
اکنون مطمئنام که به ابزاری مفید و کاربردی برای شناخت ذهنم و رسیدن به خواستههایم مجهز هستم. تشکر از استاد مهدوی
درس جلسه سوم هم فوقالعاده بود. من برای اینکه عقب بودنم رو جبران کنم این هفته روزی ۲ بار تمرین یوگانیدرا رو انجام دادم. امروز هم تمرین جدید رو با استاد شروع کردم فوقالعاده آرامبخش بود. مراتب سپاس و احترام من به استاد
استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم که من را با خودم آشنا کردید.
تمرین این هفته (چهارم) فوقالعاده بود، عشق و نور و برکت جاری باشه در هر لحظه از زندگیتون
موضوع:
– مدیریت عالی احساسها و واکنشها
– دیدن خود واقعی من و دیگران و جهان هستی
موضوع:
– مدیریت درد بعد از جراحی در این دوره و گذراندن دوران نقاهت قبل و بعد از جراحی با کمک تکنیک مدیتیشن
– توضیح مطالب به صورت ملموس
من شقایق در دورهی مدیتیشن آقای مهدویپور شرکت کردم.
در طی دوره تونستم حدودا ۷۰ درصد تمرینها رو انجام بدم و متعهد باشم.
– این دوره باعث شد که به مرور درست نشستن برای من راحتتر و بدون دردهای عضلانی پشتم شود و از این بابت خیلی خوشحالم.
– همچنین… تمرکزم روی افکارم بهتر شد و حس میکنم آرامش بیشتری دارم و بیشتر در زمان حال هستم.
با سلام من در دورهی مدیتیشن پاییز 1400 آقای مهدویپور شرکت کردم.
در این چند هفته تقریبا هر روز تمرین نظم رو انجام دادم و تمرین ذوق رو تقریبا هفتهای یک یا دو بار انجام دادم. پیش از هر چیز میخوام قدردانی کنم از کیفیت اجرای دوره و زمان و انرژی که برای تهیهی ویدیوها و این پلتفرم گذاشتید.
– من سالهاست که تمرین یوگا بخشی از زندگیم هست و همیشه نیاز به مراقبه رو احساس میکردم… ولی تمرین مداوم برام گاهی عذابآور میشد و نمیتوستم از مراقبه لذت ببرم، علاوه بر این از اونجایی که همیشه با صدا تمرین میکردم اینکه برای مراقبه یا کنترل زمان وابسته به موبایل، کامپیوتر یا ساعت باشم اصلا برام خوشایند نبود. بنابراین بزرگترین دستاورد این دوره تمرین بدون وابستگی و تقویت ساعت بدنم هست و حتی صبحها بدون ساعت گذاشتن کم و بیش زمانیکه میخوام میتونم بیدار بشم.
– دستاورد دیگهای که بابتش بسیار قدردانم درسی هست که هر روز بابت مشاهدهی تضاد و تناقض و همینطور تحمل و فرار در زندگی روزمرهام دارم میگیرم. انگار مراقبه ابزار جدیدی شده برام که بفهمم زندگیم رو چگونه دارم مدیریت میکنم.
– مورد دیگهای متوجهش شدم بالاتر رفتن کیفیت تمرین یوگام هست، هم میتونم راحتتر جاهایی که لازم نیست در انقباض باشند رو ببینم و رها کنم و هم در هنگام تمرین گاهی خودم رو در فضای باید مشاهده کنم.
قدردانم از آقای مهدویپور و تیمشون.
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
ابراز من بعد از گذشت ۳ جلسه دورهی تاپاس برای شما استاد مهدوی پور عزیز و همراهان خوبم در این دوره عالی و تاثیر گذار. در هفتهی اول، بسیار نوشتم، روزی ۵-۶ ساعت حداقل، اولین دستاورد بزرگ سوزاندن عادت طفره رفتن از نوشتنم، با توجه به حساب شده و دقیق بودن سوالات، کاملا خودبخود در پنجمین روز، از میان خواستههای متعدد به خواسته واقعیام نزدیک شده …و در پایان هفتهی اول کاملا مطمئن بودم که چه میخواهم.
در هفتهی دوم، از آنجا که با رهنمودها و دورههای ارزشمند شما استاد بزرگوار، بر بسیاری از عادتهای سنگین فیزیکیام غلبه کرده بودم، بهنظرم رسید از بین موارد گفته شده، « تاپاس آب سرد مال من است».
من کلا آدم سرمایی و نازک پوستی هستم که با توجه به لاغریام همیشه در زمستان مشکل سردی بسیار زیاد در نوک انگشتان دست و پا دارم و بهراحتی در زمستان حتی با پوشش خوب بهلرزه میافتم.
با ایمانم به توصیه های شما، مطمئن بودم با تاپاس آب سرد دچار مشکل جدی نخواهم شد و حتما منفعتی برایم خواهد داشت و آنها را نوشتم.
بنابراین در اولین روز هفتهی دوم، صبح پس از ۲-۳ ساعت کوهپیمایی در هوای سرد، به منزل آمده تاپاس آب سرد را امتحان کردم، خوب اولین بار بسیار سخت بود و با آب ولرم رو به سرد شروع کردم، وبا خودم میگفتم من از درون گرمم، و واقعا با تمرکز بر درونم این حس را هم داشتم، دستاورد غیر منتظرهای که گرفتم بسیار شگفت انگیز بود، در شاواسانا بعد از ظهرام، حالتی از رهایی را تجربه کردم که سابقه نداشت، تنفسهایم آنقدر سیال و سبک شده بود که همینطور خود به خود روی بدنم میچرخید و من نظارهگر و رها بودم، بسیار عالی بود.
دیگر تاپاس آب سرد برنامه هر روزهام شده و مهم اینکه سرمایی بودنم بسیار کم شده و با وجود خاموش بودن وسایل گرمایشی منزل، بدون جوراب هم میگردم. و دیگر حتی سرد بودن انگشتانم آزارم نمیدهد و اصلا توجهی به آن ندارم. این تجربه را برای دوستانی نوشتم که شرایط مانند من دارند و به تاپاس آب سرد بسیار با احتیاط و ترس نگاه می کنند.
با انجام این تاپاس بخشی از عادات رفتاری (هفتهی سوم) مزاحمام را نیز می سوزانم، چون دیگر حمام، گرم و بخار گرفته و خوشایند، نیست حتی برای شستشوی سر و بدن نیز برنامهریزی میکنم که آب کمتری مصرف کنم و زودتر هم از حمام خارج شوم. مدیریت در مصرف آب، سوخت، برق، مواد شوینده و زمان هم می شود.
و بسیار دستاوردهایی که سرشار از آگاهی، حسهای خوب و امید و انگیزه است.
همچنین با اینکه جلسات حضوری شما لطف و سعادت خاص خود را دارد من هم از دوره های مجازی شما (پرانایاما، مدیتیشن، تاپاس) بسیار خوب استفاده بردهام، چون امکان بازنگری چند باره جلسات فراهم است. و خواندن پرسش و پاسخ ها و ابرازها هم بسیار مفید است .
از شما از صمیم قلب سپاسگزارم استاد بزرگوارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم.
این هفته که طبیعت رفتم در یک کوهستان بکر که جایگاه انسانهای غارنشین بود جلسه هفته سوم را با توجه کامل گوش دادم و تمرینها را با دقت انجام دادم در هنگام قضاوت کردن وقتی که چشمپوشی کردم و به طبیعت توجه میکردم سکوت عمیقی را در درونم حس میکردم و در حوضچههای پر آب زلال که در کوهستان بود شنا کردم … با این که سرد بود اما از درون گرم بودم و با آب یکی شدم. این روزها شعف و شادی گم شدهام را پیدا کردم. و شبها با صدای اولین نجوای ذهن و صدای خروس همسایه بیدار و آماده میشوم برای برنامه صبحگاهی. این یک معجزه است برای من. و زنده بودن را حس میکنم. سپاسگزارم بابت این عشقی را که با ما به اشتراک گذاشتید.
موضوع:
– از بین رفتن احساس ضعف و گرسنگی دائمی که داشتم با رعایت اصول تغذیهی دوره و رعایت میزان آب مصرفی (افزایش نوشیدن آب)
– شفافتر شدن پوست…
– توجه و نظم در غذا خوردن (رعایت حجم مصرفی غذا)
– حس کردن بهتر و شفافتر طعمها
– آرامتر شدن (بیان تجربهی حفظ آرامش حتی در مواقع بحران غیر قابل پیشبینی که دخل و تصرفی در آن ندارم.)
– بالا رفتن و احساس جریان انرژی نه تنها در تمرینها بلکه در تمام کارهای روزمره
– امکان رجوع به تنفس در لحظات مختلف و کسب آرامش
موضوع: بالا رفتن سطح انرژی
آرامش بیشتر
متمرکزتر شدن ذهن و نظم بیشتر آن…
بهبود کیفیت خواب
بهتر شدن گوارش
نظم بهتر در زندگی
کاهش مقداری وزن
حال خوب
درود به استاد عزیز و همکارهایتان. نمىدانم ازکجا شروع کنم اول ممنونم که در این دوران سخت دانستههایتان را با ما در میان گذاشتید و با صداى گرمتان راه بهتر زیستن را به ما یاد دادید. من مىتوانم بگویم که بعد از سالها زندگى توانستم با درون خودم ارتباط برقرار کنم و… آن را بشناسم و به خواستههایش توجه کنم، بسیار از درون احساس شعف دارم و انگار الماسى در درونم مىدرخشد، به خودآگاهى رسیدم، با دیگران دیگر کارى ندارم بهشان احترام مىگذرام ولى بیشتر به افکار و خواستههاى خودم مىپردازم، تنفسهایم خیلى عمیق و مرتب شده، احساس سبکى مىکنم، پوستم خیلى بهتر و شفافتر شده. از همه چیز ممنونم و از داشتن استادى مثل شما بسیار خرسندم. جا دارد اینجا از استادم خانم حافظى هم که مرا با این دوره آشنا کردند تشکر کنم به امید روزهاى بهتر و دورههاى بیشتر.
میدونم هنوز خیلی راه دارم، هنوز باید خیلی تمرین کنم، هنوز مسیر طولانی است اما حسی که درونم بود رو خواستم به اشتراک بزارم. انقدر حس نیاز میکنم به تمرینها و حس میکنم اون چیزی بوده که همیشه دنبالش بودم بعد از انجام تمرینها گریهام میگیره چون حس میکنم به رسالت روح و زندگیم خیلی نزدیک میشم.… قدم میزنم این بار با حضور با تنفس با تصمیمی شفاف بدنم را حس میکنم قطرات اشکِ شوق در قلبم و کنجکاوی در چشمانم راه میروم در پائیز، در بهار، در سفیدی برفها، در آفتابِ تابستان و در این تغییرات و ناپایداری احساسات و زندگی را بیشتر حس میکنم؛ با آن میرقصم آنرا با تمام وجود میپذیرم و با آن صلح میکنم؛ میدانم که بخشِ جداییناپذیر زندگی تغییراتِ آن است. استادان روحی خود را به یاد میآورم، هر انسانی که بودنش در زندگیم سراسر برایم درس بود و تجربه و رشد و روحِ من که هر روز غنیتر میشود و خطوطِ زندگی را در خود جای میدهد. به یاد میآورم استادم را و با عشق برای آگاهی که از روحِ بزرگش دریافت کردم تماما عشق و انرژی میفرستم هرکجا که باشد وجودش را گرانبها میدانم و تنها تلاشم این است که با تعهدم در تمرین شکرگزارش باشم؛ باشد که روزی بتوانم بخشی از وجودِ تاثیرگذارش را در خود تقویت کنم و من نیز باعثِ تاثیراتِ عمیقی در زندگی دیگران شوم و شاید امروز روزی باشد که اینگونه حس کنم به خواستهی قلبی خود کمی نزدیکترم.
نامهای از من به استادم مسعود مهدویپور

