کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی

برگزاری در گوگل میت

3 جلسه | 3 هفته، جمعه‌ها

شروع: جمعه ۲۱ آذر

پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی

دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن

ثبت‌نام از واتس‌اپ

کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی

برگزاری در گوگل میت

3 جلسه | 3 هفته، جمعه‌ها

شروع: جمعه ۲۱ آذر

پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی

دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن

ثبت‌نام از واتس‌اپ

مقالات منتخب

آخرین مقالات

نظرهای کاربران دوره‌ها

دوره یوگانیدرا

این دوره برای من تجربه‌ای عمیق و روشنگر بود؛ هیچ بخشی ناگفته یا مبهم باقی نماند، و شما با دقت، آگاهی و صداقت به تمام جنبه‌های این مسیر اشاره کردید و توضیحاتی جامع و کاربردی ارائه نمودید. سانکالپای من در آغاز دوره این بود: «من سلامتم، آگاهم، آرامم و در مسیرم پایدار هستم». امروز با خوشحالی و قدردانی اعلام می‌کنم که این نیت در من ریشه دوانده است. مسیرهایی در زندگی‌ام گشوده شد که با آغوشی باز و آگاهی بیشتر آن‌ها را پذیرفتم. در گذشته، اغلب مسیرها را با انگیزه و انرژی بالا آغاز می‌کردم، اما بسیاری از آن‌ها ناتمام رها می‌شد. در حال حاضر، با کمک تکنیک‌ها و تمرین‌هایی که آموخته‌ام، در حال شکستن این چرخه و ایجاد عادت‌های تازه‌ای هستم. دوره‌ی یوگانیدرا به من کمک شایانی کرد تا بذر سانکالپای خود را با حضور و هدایت شما، و تلاش درونی‌ام، به درستی بکـارم. با احترام و سپاس
سانکالپای «من شاد و سالم هستم، آرامش دارم و غنی هستم» در دوره یوگانیدرا دریچه جدیدی در زندگی من پس از ۶۰ سال گشود. به‌زعم اطرافیان در اکثر مواقع در مواجهه با ناملایمت روزمره در من آرامش توام با شکیبایی و تبسم جاریست. بین منِ قبل از دوره با منِ بعد از دوره تفاوت‌های بنیادینی وجود دارد. به‌طور بارز خود را بسیار مصمم‌تر از قبل در کار و زندگی می‌بینم و با نگاهی کل‌نگر با پدیده‌های پیرامون مواجه می‌شوم. و همواره خود را در زیر ذره‌بین و رصد در جهت اصلاح تفکر و تصمیمات در تمام عرصه‌های خرد و کلان زندگی می‌بینم. همواره دعاگو و ارادتمند استاد عزیز هستم.
شرایط من در دوره این‌طور بود که در شروع هفته‌ی سوم مادرم که سه سال درگیر آلزایمر بود به‌دلیل خون‌ریزی مغزی به بیمارستان منتقل شد. با شروع هفته‌ی چهارم از میان ما رفت. ادامه‌ی زندگی‌اش قطعا با بستری و زمین‌گیر شدن او همراه می‌شد. شرایطی که برای زنی توانمند و خودکفا، مانند او بسیار سخت می‌بود. از رفتن او بسیار دلگیرم اما خشنودم که وضعیت بستری او تنها یک هفته بود. شاید انتخاب سانکالپای سلامتی و ارزشمندی در طی این روند بی‌تاثیر نبود. تمرین‌هایم را با تغییر شرایط منطبق کردم. گرچه افت و خیز دارم اما هم‌چنان انجام تمرین‌ها در من انگیزه بیشتری برای ادامه‌ی دوره ایجاد می‌کند.
تأثیر این دوره استاد مهدوی برای من بسیار بیشتر از رسیدن به سانکالپایم بوده و هست، برایم تکنیکی کاملا کاربردی و موثر برای پالایش ضمیر، توسعه آگاهی و تغییر الگوهای فکری و رفتاری‌ام است. من سال‌ها پیش در مرکزی در هند چندین بار یوگانیدرا را با همین سبک با یوگی‌های کارآزموده‌ای تجربه کرده بودم ولی اصلا این‌چنین نبود. به جرات و با اطمینان می‌توانم بگویم، استاد مهدوی یوگانیدرای سوامی ساتیاناندا را به بهترین و تاثیرگذارترین صورت و بسیار فراتر از آن توسعه داده و به ما آموزش دادند‌. توضیحات تئوری ابتدایی جهت شفاف‌سازی تکنیک، پاسخ‌های صبورانه به این حجم از پرسش‌ها، ارائه خود تکنیک با کلام و صوت نافذ و منحصر به فردشان مجموعا ارزشمندترین و ماندگارترین هدیه به ماست، همیشه قدردان وجود سراسر عشق و نور شما استاد بی‌نظیر هستم.
مشاهده همه نظرها»
دوره مدیتیشن
 

موضوع:
– خواب بهتر
– ارتباط با بدن
– توجه و تمرکز به لحظه
– دوست داشتن و اهمیت دادن به خود
– کنترل نسبی استرس و ترس‌ها
– شرکت در این دوره و همچنین دوره‌ی پرانایاما باعث شد برنامه‌ی سه‌گانه‌ی آسانا، پرانایاما، مدیتیشن بسیار نشاط‌آور و انرژی‌زا شود.
 

موضوع:
– مدیریت درد بعد از جراحی در این دوره و گذراندن دوران نقاهت قبل و بعد از جراحی با کمک تکنیک مدیتیشن
– توضیح مطالب به صورت ملموس
با سلام و درود و عرض احترام خدمت استاد مهدوی‌پور عزیز.
من در این دوره‌ی مدیتیشن استاد مهدوی‌پور شرکت کردم و از ۱۴ نوبت تمرین هفتگی تا سه هفته‌ی اول هر دو نوبت را در طول روز انجام دادم، چند روزی به‌علت سفر از تمرین‌ها و کلاس جا ماندم اما در حال حاضر دوباره خودم را به کلاس متصل کردم. در این دوره:
پرش‌های ذهنیم که خیلی در زندگیم عیان بود برایم به شکل چشم‌گیری کاهش پیدا کرده است.
در شرایط خاصی که نیاز به تصمیم‌گیری‌های سریع داشته‌ام با آرامش و خونسردی، بهترین و کوتاه‌ترین راه را انتخاب کرده‌ام.
ارتباط خاصی با طبیعت و نظارت بر آن در سکوت برقرار کرده‌ام که توصیف‌ناپذیر است.
میزان صبرم بیشتر از قبل است، البته که عموما فرد صبوری هستم ولی با پیش رفتن در این دوره صبوری‌ام نه‌تنها تحت فشار و عذاب نیست بلکه بسیار روان و همچنین بسیار الهام‌بخش است.
• در رجوع ناخودآگاهم به گذشته که گاهی برایم پیش می‌آید، آن خشم و دشمنی و کینه‌ای که نسبت به افراد و موقعیت‌ها داشتم از بین رفته و در عوض احساس همدردی با آن موضوع جایگزین شده است که این مسئله خیلی برایم ارزشمند و مهم است.
• دیگر خواب‌های تکراری را که سال‌ها بود به شکل مداوم شب‌ها درگیرشان بودم، نمی‌بینم.
• با استفاده از رهنمودهای استاد گرامی که همواره می‌فرمودند به حالت‌ها و حس‌های موجود به شکل گذرا نگاه کنید و بدانید ناپایدارند، حتی در فضای خارج از تمرین و در زندگی روزمره این نوع نگرش بسیار برایم موثر و آرام‌بخش و راه‌گشاست.
عنصر نظم در همه‌ی امورم حتی در چیدمان اتاق و خانه‌ام کاملا مشخص و لذت‌بخش است.
احساسات و هیجانات بیش از حدی که اغلب دارم تعدیل شده و با وجود منطق و تفکری که پیدا کرده‌ام در عین حال میزان عشق، نوع‌دوستی و شفقتم نسبت به امور و افراد به‌اندازه و به‌جا هست.
میزان اضطرابم که سال‌هاست درگیر آن هستم، در طول روز به کم‌ترین حد ممکن رسیده حتی در بعضی مواقع می‌بینم که کلا وجود ندارد.
در مواجهه با وقایع و تحلیل درست و منطقی‌ام نسبت به اموری که قبلا برایم مثل فاجعه بود، این مقدار از آرامش و متانت درونی برایم قابل باور نیست.
و موارد بسیار دیگری که تجربه کرده‌ام که بسیار زیاد است…
در کل از اینکه در این دوره‌ی مراقبه، در ادامه‌ی دوره‌ی پرانایاما و اتصال این دو دوره به هم شرکت کرده‌ام بسیار خوشحال و راضی هستم اگرچه در ابتدا با ترس و تردید همراه بودم اما در سایه‌ی حمایت‌ها و آموزش‌ها و پشتیبانی لحظه به لحظه‌ی استاد عزیز و گران‌قدر حالا از پشت سر گذاشتن این دوره بسیار خرسندم و تمامی عشق و احترامم را با تمام وجودم در ابتدا به استاد عزیز جناب مهدوی‌پور و سپس به کادر فنی و پشتیبانی همراهِ دوره‌ها و همچنین به تمامیِ یاران و همراهانم در این دوره تقدیم می‌کنم. شاد و شکوفا باشید تا همیشه.
درود. حدود شصت درصد تمرین‌ها را انجام دادم.
از همسرم که آغاز دوره را یادآور شدند و از استاد نازنین و همه‌ی عوامل فنی دوره بسیار سپاسگزارم.
تمرکز بیش‌تر ذهن
آرامش بیشتر
خواب آرام‌تر
اثرهای این دوره بر من است.
مشتاقانه در دوره‌ی پرانایاما شرکت می‌کنم. مریم
مشاهده همه نظرها»
دوره تاپاس
 

موضوع: تغییرات متحول‌کننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده
• انجام تمرین‌های منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزه‌خواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شب‌ها
• بیدار شدن صبح‌ها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
 

موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
از جلسه اول توی درخواست‌ها و آرزو ها گوشه دفترم مینوشتم رفتن به مسکو اما صادقانه بگم اصلا جدی نمیگرفتم. به شدت توی هربار نوشتن شک داشتم و ته دلم میگفتم که نمیشه…. اما فقط مینوشتم! هنوز جلسه چهارم رو نتونسته بودم دقیقا گوش بدم…. که توی برگه‌اش دیدم نوشته سفر به جایی که شرایط اونجا رو دشوار می‌پنداریم. 
خب من به شدت سرمایی‌ام! تا حدی که توی پاییز کلی میلرزم و این سرما همیشه درونم بوده، تاپاس دادنم در هفته دوم میتونم بگم بخش مهمی‌اش دوش آب سرد بوده که با همون چندبار تاثیرش رو دیدم…. و خب اصلا نفهمیدم چی شد! بازم با کلی شک و دودلی نوشتم رفتن مسکو! اونم توی زمستون! سردترین جا میشه، و خب واقعا شرایط آسونی نیست….
بعد از اینکه بلیط خریدم باورم نمیشد که چجوری سراسر ذوق دارم، چون این تصمیمی بود که ۴ ماه قبل گرفتم اما عملی نشد و من به خودم گفتم (همونجور که شما تاکید کردین) اون خاطره رو به گذشته می‌سپارم و حس میکنم برای اولین بار قراره اقدام کنم….
راستش من از عملکردِ خودم از این چند هفته زیاد راضی نبودم و وجودِ شما و حرف هاتون باعث شد حس کنم یه نیروی زیادی از سمت تون پشتمه.
که با خودم میگفتم اگه به مشکلی بر بخورم با گوش دادن به جلسات چهارم حل‌اش میکنم….
مسکو رو برای این دوست داشتم برم که تمامِ رقصنده‌های مورد علاقه‌ام اونجان و میتونن خیلی مربی‌های خوبی باشن برام و من ۱۰ روزی که اونجا هستم رو دوره‌ی فشرده‌ی رقص میگذرونم….
مادرم هم با صحبت‌هاش بهم کمک کرد، پارتنرم هم خیلی توی این مسیر کمک کننده بود و باهم برای کشور های دیگه‌ام آدیشن دادیم….
و راستش برام نتیجه شون مهم نیست، همینکه عمل کردیم و قدمی برای خواسته‌هامون برداشتیم خیلی از انرژی‌ها جا‌به‌جا شدن….
برای رفتن به این سفر شرایط مالی خانواده‌ام خیلی خوب نبوده….
من سالها کار کردم و با تدریس توی همین رشته‌ی رقص تونستم پس انداز کنم و یه بخش خیلی زیادی از هزینه مالی‌ام رو خودم تاپاس دادم…..
من ازتون ممنونم استادِ درونم
بسیار سپاسگزارم از استاد مهدوی پور عزیز برای این دوره خیلی خیلی عالی. من دوره‌های مختلف استاد رو شرکت کردم و هر دوره برام مثل یک چراغ، بخش‌هایی از روان و زندگیم رو روشن کرد. از شما صمیمانه سپاسگزارم. از نوشتن شکست‌ها در تمرین جلسه اول طفره میرفتم اما خودم رو مجبور کردم به نوشتن و یک روز بعد از شروع دوره، این کار رو انجام دادم. برام تداعی بسیار تلخی بود به گذشته و همراه با اشک‌های بسیار. شکستم رو در حوزه روابط میدونستم، به این صورت که خوبی‌هایی که به اطرافیان میکردم رو با بدی پاسخ می‌دادن، حتی افراد نزدیک (به طور مثال خانواده). تصمیم گرفتم گذشته رو به گذشته بسپارم و با نگرش جدید دوباره آغاز کنم که به‌طرز معجزه آسایی، برخی از افراد قبلی از زندگیم خارج شدن و افراد جدیدی با انرژی‌های همسو وارد زندگی‌ام شدن که سرآغاز برکت‌های جدید شده برام و از این بابت سپاسگزارم. ابراز دیگر اینکه، من همیشه در طول زندگی، موفقیت رو شادی و رضایت درون قلمداد می‌کردم و وقتی در جلسه دوم این تعریف رو برای موفقیت ارایه دادید، بسیار خوشحال شدم که در راه درست قدم گذاشتم و اشک شوق از دیدگانم سرازیر شد.
مشاهده همه نظرها»
دوره پرانایاما
 

موضوع: خوب شدن وضعیت پوست
عادت شب زود خوابیدن
انرژی بیشتر
آمادگی بیشتر بدن در برابر کرونا (با وجود ابتلای خانواده به کرونا)
 

موضوع:
من مهوین هستم و دوست داشتم تجربه‌‌ام در مورد شرکت در دوره‌ی پرانایامای استاد مهدوی‌پور رو با شما به اشتراک بذارم.
من به‌خاطر معلولیت شدید جسمیم قادر به انجام اکثر دستوراتی که در تمرین‌ها داده می‌شد نبودم اما ۹۰ درصد به کارهایی که توانایی انجامش رو داشتم متعهد بودم. با این مقدمه، از هفته‌ی سوم به بعد:
صبح‌ها با انرژی و حسی خوش از خواب بیدار می‌شم (چیزی که مدت‌ها بود آرزوشو داشتم.)
سوزش معده‌م خیلی خیلی بهتر شده.
میلم به آب با دمای محیط خیلی بیشتر شده (پیش‌تر دائم فقط آب یخ می‌خوردم.)
• تا پیش از این اعتیاد واقعی به نسکافه‌ی صبحانه داشتم و اصلا وعده‌ی صبحانه برام فقط یه فنجون شیرقهوه و چند تا بیسکوییت بود اما الان به ذوق صبحانه خوردن از خواب بیدار می‌شم!
• من قبلا دوره‌ی مدیتیشن رو هم با استاد مهدوی‌پور همراه بودم و این دو تجربه جزو تاثیرگذارترین اتفاقات زندگیم بود و از صمیم قلبم خدا رو شکر می‌کنم که توی مسیرم قرار گرفت.
سلام. دوره‌ی پرانایامای استاد آقای مهدوی‌پور را برای دومین بار شرکت می‌کنم. از ۱۴ نوبت تمرین هفتگی حدودا ۸ نوبت را انجام داده‌ام که افتخاری نیست و نگاهم همچنان به انجام دو نوبت در روز می‌باشد.
– تجربه‌ای را در روز اول تمرین داشتم که مایل هستم با شما شریک شوم: اولین روز دوره را در شرایطی شروع کردم که شدیدا احساس درد داشتم و می‌بایست به پزشک مراجعه می‌کردم که به‌طور معمول پزشکان صبح‌ها درگیر بیمارستان و بیماران بستری در آن هستند. پس شروع به نوشیدن آب، اولین درس دوره کردم. هر چقدر بیشتر آب می‌نوشیدم آرامش بیشتر و درد معده‌ی کمتری را تجربه می‌کردم. (البته این نوع درد معده چندان هم با من ناآشنا نیست. هر بار که شعور خوردن را از دست می‌دهم یا پرخوری می‌کنم یا نامناسب از خوراکی‌ها استفاده می‌کنم این درد به سراغم می‌آید.) تا اینکه نزدیکی‌های ظهر، دیگر دردی نمانده بود که نیاز به پزشک داشته باشم و چقدر زندگی بدون درد لذت‌بخش است. سپاس استاد به‌خاطر این پیشنهاد ویژه‌ی نوشیدن آب.
– در رابطه با ارتباط با طبیعت از همه کم‌تر اجرا شد. البته اگر رسیدگی به گلدان‌های داخل منزل را هم جزئی از طبیعت بدانیم می‌توانم امتیاز بیشتری به خودم بدهم مثل پرورش هویج، شلغم و سبزی خوردن. واقعیت اینکه در زمان کرونا خارج منزل ماندن به هر دلیلی و زمان طولانی، باعث می‌شه که بدن درد یا سردرد و کوفتگی و خستگی را تجربه کنم. در نتیجه ترجیحم‌ بیشتر، در منزل ماندن هست.
از دیگر مزیت‌های این دوره:
افزایش قدرت اراده هست که در طی روز احساس می‌کنم.
– از سطح انرژی بهتری نسبت به قبل از دوره برخوردار شده‌ام.
آرامش نسبی بیشتری دارم.
– از مدیریت ذهنی و تمرکز فکر بهتری برخوردار شده‌ام.
تجربه‌ی زمان حال را در یوگامودرا، تنفس خورشیدی و تنفس یوجایی حس می‌کنم که با هیچ حسی قابل مقایسه نیست خیلی بکر و خاص هست.
خواب شبانه‌ی بهتری را تجربه می‌کنم.
– موارد تغذیه را حدود ۷۰٪ رعایت کرده‌ام. در مورد گوارشم: تقریبا دیگر دچار نفخ نشده‌ام و در حجم مصرفی غذاها توجه بیشتری دارم و سعی می‌کنم آگاهانه از آن‌ها استفاده کنم.
یبوست را کم‌تر تجربه می‌کنم.
سنگینی بعد از غذا را تقریبا دیگر تجربه نمی‌کنم.
توجه به جویدن غذا هم از تجربیات لذت‌بخش بود و هست.
البته انتظارات از خودم زیاد است و امیدوارم بتوانم روزی تمامی موارد گفته شده در دوره را مطلوب‌تر انجام بدهم و به تکامل نزدیکتر شوم.
آقای مهدوی‌پور ممنون که هستید. سلامت شاد و در امنیت و آرامش و رضایت درون بمانید. راه‌تان هموار و سرشار از نور باشد.
با سپاس از تیم تخصصی‌تان برای آماده‌سازی ویدئو و با احترام و سپاس از تمامی دست‌اندرکاران.
میترا ارزیده هستم از شاگردان کانون یوگا و دو دوره‌ی پرانایامای ۱۴۰۰
سلام آقای مهدوی‌پور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازه‌ی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانه‌ی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آن‌گونه که در زندگی حس می‌کنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم. برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش می‌کنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادی‌ست که می‌خواهم پیامی را به عنوان سپاس‌گزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزش‌هایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه می‌خواستم و توان مدیریت و اجرای آن‌را با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموخته‌هایم را تجربه کرده‌ام. این “لحظه لحظه‌” یعنی در سختی‌ها، هیجان‌ها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزش‌هایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیش‌ترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (به‌دلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشته‌ام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفه‌ای و تمرین‌های فیزیکی سنگین که سال‌ها انجام می‌دادم با اجرا و آگاهی به آنچه می‌خورم و می‌نوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی می‌کنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفه‌ای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آن‌را دوست داشتم و انجام می‌دادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحال‌تر هستم و چه بسا خلاق‌تر و آگاه به سایر توانایی‌هایم.
– ماندن، یاری و هم‌زیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همه‌ی پنج نفر اعضای خانواده‌ام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگی‌هایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سال‌ها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کوله‌پشتی (با هزینه‌ی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کوله‌پشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر می‌کنم با خانه‌ای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و می‌آفرینم.
– حذف انسان‌های سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچ‌گاه نمی‌توانستم زندگی را بدون آن‌ها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحال‌تریم.
این‌ها حداقل ولی بزرگ‌ترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دوره‌ی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزش‌ها و تمرین‌ها را داشته‌ام)؛
– بعد از سال‌ها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمی‌لرزد و حالِ خوب را انتقال می‌دهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی می‌کرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سال‌ها از همسرم پنهان می‌کردم و به خاطر آن دروغ می‌گفتم و بزرگ‌ترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچک‌ترین شکی به این‌که او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت می‌خورم چرا تمام این سال‌ها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش می‌کردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگی‌ام حذف کردم.
این‌ها تا همین‌جا برای من تمام آنچه است که از زندگی‌ام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه می‌کنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کرده‌ام و در دوره‌هایِ ایشان هم شرکت کرده‌ام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچ‌گاه این قدرتِ اراده‌ی به تغییر و آگاهی را که در دوره‌های شما دریافت کردم حس نکرده‌ام و همچنین هرگز این‌گونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچ‌یک از آن دوره‌ها تجربه نکرده‌ام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است می‌پردازید و دانش‌تان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال می‌دهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفه‌ای و خوش سلیقه‌ی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربه‌ی گرفتن سرویس عالی)
مشاهده همه نظرها»