کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
تمرینهای یوگانیدرای من از ابتدا بسیار راحت و طبیعی پیش میره. در حین تمرین حس آرامش عمیق دارم و گاهی در بدنم احساس لطافت خوبی دارم. و اینکه در برابر ناملایمات زندگی مثلا … اطرافیانی که خشمگین هستند صبورتر هستم و آرامش دارم. سپاسگزارم از استاد مهدوی عزیز و تیم محترم پشتیبانی
تأثیر این دوره استاد مهدوی برای من بسیار بیشتر از رسیدن به سانکالپایم بوده و هست، برایم تکنیکی کاملا کاربردی و موثر برای پالایش ضمیر، توسعه آگاهی و تغییر الگوهای فکری و رفتاریام است. … من سالها پیش در مرکزی در هند چندین بار یوگانیدرا را با همین سبک با یوگیهای کارآزمودهای تجربه کرده بودم ولی اصلا اینچنین نبود. به جرات و با اطمینان میتوانم بگویم، استاد مهدوی یوگانیدرای سوامی ساتیاناندا را به بهترین و تاثیرگذارترین صورت و بسیار فراتر از آن توسعه داده و به ما آموزش دادند. توضیحات تئوری ابتدایی جهت شفافسازی تکنیک، پاسخهای صبورانه به این حجم از پرسشها، ارائه خود تکنیک با کلام و صوت نافذ و منحصر به فردشان مجموعا ارزشمندترین و ماندگارترین هدیه به ماست، همیشه قدردان وجود سراسر عشق و نور شما استاد بینظیر هستم.
تجربهی من از تمرین این چند روز یوگانیدرا، غیر از یکروز، دیگر روزها دو بار تمرین انجام دادم. از فضای عمومی این روزهایم راضی هستم و حس خوبی دارم. سانکالپای من: … «سلامت، ارزشمند، مرفه و شاد هستم». ضمنا بعضی روزها پیش از تمرین یوگانیدرا، نکات رعایتی را گوش میکنم تا بهتر در فضای تمرین قرار بگیرم.
سپاس بینهایت بهخاطر دوره عالی یوگانیدرا. در هر کدام از دورههای استاد که شرکت کردم، بهرههای بسیاری بردم اما این دوره برای من بسیار آرامبخش و لذتبخش بود. … با کلمات نمیتونم حس خوب درونیام رو بگم. استاد عزیز خیلی دوستتون دارم و بهخاطر وجودتون خدا رو شاکرم.
توضیح:
– پیدا کردن نظم و تعهد در انجام کارها با انجام تمرین نظم
– تغییر مثبت در گوارش
– منظمتر شدن خوابها
– تاثیر مثبت در تمرکز: کنترل بهتر شرایط و تمرکز بیشتر روی کارها
موضوع:
– خواب بهتر
– ارتباط با بدن
– توجه و تمرکز به لحظه
– دوست داشتن و اهمیت دادن به خود…
– کنترل نسبی استرس و ترسها
– شرکت در این دوره و همچنین دورهی پرانایاما باعث شد برنامهی سهگانهی آسانا، پرانایاما، مدیتیشن بسیار نشاطآور و انرژیزا شود.
با سلام خدمت مربی خوب جناب استاد مهدویپور.
من این دوره بهطور کامل 14 بار در هفته تمرین نظم را انجام دادم ولی تمرین ذوق انجام نمیدادم به جز هفتهی گذشته که تمرین نظم را 3 وعده انجام ندادم. من از مشاورم و همسرم ممنونم. من خیلی در گذشته سپری میکردم، من خیلی زود عصبانی میشدم ولی با گذراندن این دوره خیلی تغییر کردم و… خیلی از اطرافیانم هم متوجه تغییرم شدن و در واقع انرژی مثبت دادن.
با سپاس از مجموعهی کانون یوگا و استاد مهدویپور.
سلام من در دورهی مدیتیشن استاد مھدویپور شرکت کردم.
در طول دوره از 14 بار تمرین، ھر 14 بار را انجام دادم، تمرین موقعیت امکان را در ھفته 1 بار انجام دادم.
– در این مدت نظم زندگی من بیشتر شده.
– کمتر کارھایم رو پشت گوش میاندازم.…
– بعد از مدتهای طولانی وقفه در انجام آساناھای یوگا، شروع به انجام تمرینها کردم.
فکر میکنم ھنوز زود است که انتظار داشته باشم که مشکل عدم تمرکزم در انجام کارھام برطرف شده باشد.
از استاد مھدویپور تشکر میکنم که متعهدانه و با صبر پاسخگوی سوالات ما بودند.
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
میخواستم با اجازه از محضرتون تجربه خودم از دوره را تا به این لحظه را ابراز کنم. من چند سال است که بدون اینکه خودم متوجه باشم بطور پیوسته در حال تاپاس دادن بودم و علت اتفاقات مثبتی که برایم پیش می آمد را نمیدانستم. با شرکت در این دوره متوجه شدم که اولا کارهایی که انجام دادهام و البته هنوز هم انجام میدهم همگی در زمره تاپاس بودهاند… و دوم اینکه نتایج مثبتی که در طول این چند سال در زندگیام شاهد آن بودهام درصد بالایی از آن بهخاطر تاپاسهایی بوده که مستمر در حال انجام آن بودهام. عادت بسیار کهنه و ریشهداری که کاملا ناامید از ترک آن بودم و بهدفعات با تلاش فراوان هر بار شکست خورده بودم به یکباره و با آسانی از زندگیام محو شد. دوش آب سرد که آرزویی دست نیافتنی بود، اینک بهراحتی برایم میسر شده. تازه متوجه شدم هر عادت مخربی را که بهخاطر تنها هدف زندگیام، آن را ترک میکنم و یا عادت سازندهای را جهت نیل به هدفم ایجاد میکنم خود بطور اتوماتیک باعث تاپاس دادن عادتهای مخرب دیگرم میشود. بسیار ذوق زده شدهام از اینکه با این تکنیک چقدر راحت و بهسرعت میشود بهسمت رسیدن به هدف حرکت کرد. ضمنا مورد بسیار مهمی که نیز از دوره دریافت کردم این بود که عادت های سازنده مانند مراقبه روزانه که بهصورت عادت درآمده را با آگاهی از اینکه کل پروسه مراقبه خود نیز نوعی تاپاس است، (از بدو بیدار شدن تا به انتها رساندن مراقبه) را چنانچه با آگاهی از اینکه خود تاپاس است، انجام دهم، دیگر صرفا انجام تکلیف برایم نیست و دارای کیفیت دیگری شده. خداوند متعال را بینهایت شاکرم که افتخار شاگردی استاد مهربان و دلسوزی چون شما را به بنده عطا نموده.
هفتهی گذشته با شنیدن وویسهای “مهم برای همه” نگاهی بهخود و عادتهایم انداختم، دوبار گوش دادم و ناگهان به بیحوصلگی خود آگاه شدم. جالبه بیش از 20 سال پیش در اولین دوره مدیتیشن به آن آگاه شدم و وقتی با ناباوری به شما گفتم، … فرمودید درسته، آنچه دیدی درسته.
در حالیکه بسیار فعال و پر تلاش بودم …و هفته گذشته دیدم، آگاه شدم و پذیرفتم. در اثر شنوایی موثر به پیام شما.
منظورم ازین پیام اینه که دقیقا آنچه شما این هفته فرمودید هفتهی قبل آنرا تجربه کردم برای بیحوصلگی تاپاس میدم. مدام اقدام و عملهای لازم رو انجام میدم.
تجربهی خودمو از دوره تا جلسه سوم خدمتتون ابراز کردم.
موضوع: برطرف شدن سرگیجهها
بهبود دستگاه گوارش
نوشیدن آب در زمان مناسب…
تجربهی درک درست از نور خورشید و ایجاد ارتباط نزدیک با طبیعت (که قبلا زیاد برایم ملموس نبود)
ایجاد نظم جدید در زندگی در نتیجه رسیدن به یک آرامش نسبی و تمرکز بیشتر در کارها
نحوه عرضه ویدیو عالی و نشاندهنده teamwork قوی است
موضوع:
من مهوین هستم و دوست داشتم تجربهام در مورد شرکت در دورهی پرانایامای استاد مهدویپور رو با شما به اشتراک بذارم.
من بهخاطر معلولیت شدید جسمیم قادر به انجام اکثر دستوراتی که در تمرینها داده میشد نبودم اما ۹۰ درصد به کارهایی که توانایی انجامش رو داشتم متعهد بودم. با این مقدمه، از هفتهی سوم به بعد:
• صبحها با انرژی و حسی خوش از خواب بیدار میشم (چیزی که مدتها بود آرزوشو داشتم.)…
• سوزش معدهم خیلی خیلی بهتر شده.
• میلم به آب با دمای محیط خیلی بیشتر شده (پیشتر دائم فقط آب یخ میخوردم.)
• تا پیش از این اعتیاد واقعی به نسکافهی صبحانه داشتم و اصلا وعدهی صبحانه برام فقط یه فنجون شیرقهوه و چند تا بیسکوییت بود اما الان به ذوق صبحانه خوردن از خواب بیدار میشم!
• من قبلا دورهی مدیتیشن رو هم با استاد مهدویپور همراه بودم و این دو تجربه جزو تاثیرگذارترین اتفاقات زندگیم بود و از صمیم قلبم خدا رو شکر میکنم که توی مسیرم قرار گرفت.
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)
به نام خدا با سلام و تشکر از دوره عالی و بینظیر شما و سخاوت شما در انتقال آگاهی و دانش. من زهرا هستم. به همراه همسرم در این دوره شرکت کردیم. تمامی جلسات دوره را با مانیتور تلویزیون با هم دیدیم و… من از نکات مهم یادداشت برداری کردم. میزان تعهد ما با توجه به شاغل بودن هر دو و کارهای بچهها نصف بود، یعنی فقط هر شب میتوانستیم تمرینها را انجام دهیم. دو پسر 7 و دو سال و نیمهمان هم اطراف ما بودند و حتی گاهی که نا نداشتیم تمرین کنیم، پسرم به ما یادآوری میکرد و با کمال تعجب یک بار در منزل مادربزرگ برای همه کلاس یوگا گذاشت. اوایل نمیتوانستم با آن همه صدا و شلوغی بچهها تمرکز کنم، اما صدای آنها را به عنوان صدای جاری زندگی پذیرفتم. آرامش ما بسیار بیشتر شده. من اضطرابهای زیادی داشتم و دارم، اما فکر میکنم کنترل و کم کردن آن را یاد گرفتهام. از نظر غذایی ما قبلا هم نسبتا سالم بودیم اما سبوس گندم، آبغوره و زنجبیل را وارد غذاها کردهام. سس و رب گوجه را بسیار کم کردیم. مصرف کافئین و شکر مصنوعی خیلی روزها در حد صفر بوده. هر هفته جمعهها سعی کردیم صبح خیلی زود به جایی اطراف شهر کنار رودخانه، در طبیعت برویم و این ارتباط واقعا عالی بود. شبها گاهی همه با هم مهتاب را نگاه کردیم و از این چراغ آسمانی آرامش و نور گرفتیم. روتین تمرین روزانه، صحبتهای استاد، توجه به غذاها، آساناها، تنفسهای عمیق، چین مودرا و یوگامودرا خیلی برای من موثر بودهاند. خیلی خوشحالم که حدود سه ماه برای سلامتی و آرامش خانواده این وقت را گذاشتیم. حتی پسر کوچکم خیلی وقتها چین مودرا یا آساناها را انجام میدهد. من در شرایط کرونا و فشارهای کاری و دغدغهها و نگرانیهای زندگی، تصمیم گرفته بودم یک کلاس ورزش آنلاین یا یوگا ثبت نام کنم. دوستم کلاس شما را پیشنهاد داد و الان واقعا خدا رو شاکرم که توانستم حتی در همین حد کم مستمر تمرین کنم. انشاالله سعی میکنم ادامه دار باشه. با احترام.

