کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
اواخر سال گذشته دوره مراقبه را گذراندم و بلافاصله وارد دوره یوگانیدرا شدم اگر بخواهم تفاوت خود را قبل و بعد دوره بگویم: …
۱- نظم و برنامهریزی در تمام امور
۲- آرامش نسبی و دائمی
۳- تشخیص صحیح و به هنگام، در تصمیمهای کاری و زندگی
۴- ترمیم و تقویت روابط گذشته با همه کسانیکه ارتباطی داشته و دارم ولو به اینکه آن رابطه باید محدود و یا قطع شود.
۵- کنترل استرس و خفیف شدن هیجانات ناشی از محیط
۶- پذیرش بیشتر واقعیتها و عدم مقاومت در برابر آنها
۷- آزادسازی ذهن با اتمام امور نیمهکاره
۸- توجه بیشتر به خود، بدون بیتوجهی یا کم توجهی به دیگران
۹- حضور و وقوف بیشتر در شغل و حرفه به لحاظ فنی و تکنیکی و استفاده از تجارب
۱۰- تا حدودی کنترل آگاهانه در تغذیه و بهبود گوارش.
با توجه به اینکه در دوره یوگانیدرا نتونستم مراقبه انجام بدهم، تفکیک دستاوردها برایم سخت است و همچنان نسبت به انجام سانکالپای انتخابی “من شاد و سالم هستم من آرامش دارم و من غنی هستم“ کوشا هستم. شادی، سلامتی و موفقیت استاد عزیز را آرزومندم.
کلا یک مواقعی دچار اضطراب میشم و این اضطراب رو از والدینم دارم. تمرینها را مرتب و منظم انجام دادهام. یکی دیگر از حاصل این تمرینها، دو هفته است که … بعضی جاها اضطراب ندارم و یا خیلی ضعیف فعالیت میکند و سریع تعادل خودمو پیدا میکنم. سپاسگزارم استاد بینظیر تحول
تجربهی من از تمرین این چند روز یوگانیدرا، غیر از یکروز، دیگر روزها دو بار تمرین انجام دادم. از فضای عمومی این روزهایم راضی هستم و حس خوبی دارم. سانکالپای من: … «سلامت، ارزشمند، مرفه و شاد هستم». ضمنا بعضی روزها پیش از تمرین یوگانیدرا، نکات رعایتی را گوش میکنم تا بهتر در فضای تمرین قرار بگیرم.
درس جلسه سوم هم فوقالعاده بود. من برای اینکه عقب بودنم رو جبران کنم این هفته روزی ۲ بار تمرین یوگانیدرا رو انجام دادم. امروز هم تمرین جدید رو با استاد شروع کردم فوقالعاده آرامبخش بود. مراتب سپاس و احترام من به استاد
توضیح:
– پیدا کردن نظم و تعهد در انجام کارها با انجام تمرین نظم
– تغییر مثبت در گوارش
– منظمتر شدن خوابها
– تاثیر مثبت در تمرکز: کنترل بهتر شرایط و تمرکز بیشتر روی کارها
موضوع:
– مدیریت عالی احساسها و واکنشها
– دیدن خود واقعی من و دیگران و جهان هستی
کلاس عالی بود!
– من با این تکنیک سه وجهی (دیدن و حس کردن سه عامل) بیشتر از همیشه توانستم متمرکز شوم و تشدد آزار دهندهی افکارم را کم کنم.…
– تمرینها را با اضافه کردن تمرینهای پرانایامای دورهی قبل انجام دادم که این دو خیلی مکمل هم بودند.
در مجموع کلاس فوقالعادهای بود.
من سپیده در دورهی مدیتیشن آقای مهدویپور شرکت کردم و بهطور متوسط از 14 نوبت تمرین نظم در هفته 10 نوبت را انجام دادم.
تاثیرات دوره برای من: – مدیریت بهتر افکارم، – توجه و علاقه به جسم فیزیکیم بود؛ بهطوریکه احساس مسئولیت به آنها پیدا کردم و… انگار خود درونم را هم پیدا کردم و روز به روز با اون ارتباط پیدا میکنم.
تشکر و قدردانی از آقای مهدویپور عزیز و تیم حرفهای ایشان. همیشه سلامت و پاینده باشید.
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
هفتهی گذشته با شنیدن وویسهای “مهم برای همه” نگاهی بهخود و عادتهایم انداختم، دوبار گوش دادم و ناگهان به بیحوصلگی خود آگاه شدم. جالبه بیش از 20 سال پیش در اولین دوره مدیتیشن به آن آگاه شدم و وقتی با ناباوری به شما گفتم، … فرمودید درسته، آنچه دیدی درسته.
در حالیکه بسیار فعال و پر تلاش بودم …و هفته گذشته دیدم، آگاه شدم و پذیرفتم. در اثر شنوایی موثر به پیام شما.
منظورم ازین پیام اینه که دقیقا آنچه شما این هفته فرمودید هفتهی قبل آنرا تجربه کردم برای بیحوصلگی تاپاس میدم. مدام اقدام و عملهای لازم رو انجام میدم.
تجربهی خودمو از دوره تا جلسه سوم خدمتتون ابراز کردم.
ابراز من بعد از گذشت ۳ جلسه دورهی تاپاس برای شما استاد مهدوی پور عزیز و همراهان خوبم در این دوره عالی و تاثیر گذار. در هفتهی اول، بسیار نوشتم، روزی ۵-۶ ساعت حداقل، اولین دستاورد بزرگ سوزاندن عادت طفره رفتن از نوشتنم، با توجه به حساب شده و دقیق بودن سوالات، کاملا خودبخود در پنجمین روز، از میان خواستههای متعدد به خواسته واقعیام نزدیک شده …و در پایان هفتهی اول کاملا مطمئن بودم که چه میخواهم.
در هفتهی دوم، از آنجا که با رهنمودها و دورههای ارزشمند شما استاد بزرگوار، بر بسیاری از عادتهای سنگین فیزیکیام غلبه کرده بودم، بهنظرم رسید از بین موارد گفته شده، « تاپاس آب سرد مال من است».
من کلا آدم سرمایی و نازک پوستی هستم که با توجه به لاغریام همیشه در زمستان مشکل سردی بسیار زیاد در نوک انگشتان دست و پا دارم و بهراحتی در زمستان حتی با پوشش خوب بهلرزه میافتم.
با ایمانم به توصیه های شما، مطمئن بودم با تاپاس آب سرد دچار مشکل جدی نخواهم شد و حتما منفعتی برایم خواهد داشت و آنها را نوشتم.
بنابراین در اولین روز هفتهی دوم، صبح پس از ۲-۳ ساعت کوهپیمایی در هوای سرد، به منزل آمده تاپاس آب سرد را امتحان کردم، خوب اولین بار بسیار سخت بود و با آب ولرم رو به سرد شروع کردم، وبا خودم میگفتم من از درون گرمم، و واقعا با تمرکز بر درونم این حس را هم داشتم، دستاورد غیر منتظرهای که گرفتم بسیار شگفت انگیز بود، در شاواسانا بعد از ظهرام، حالتی از رهایی را تجربه کردم که سابقه نداشت، تنفسهایم آنقدر سیال و سبک شده بود که همینطور خود به خود روی بدنم میچرخید و من نظارهگر و رها بودم، بسیار عالی بود.
دیگر تاپاس آب سرد برنامه هر روزهام شده و مهم اینکه سرمایی بودنم بسیار کم شده و با وجود خاموش بودن وسایل گرمایشی منزل، بدون جوراب هم میگردم. و دیگر حتی سرد بودن انگشتانم آزارم نمیدهد و اصلا توجهی به آن ندارم. این تجربه را برای دوستانی نوشتم که شرایط مانند من دارند و به تاپاس آب سرد بسیار با احتیاط و ترس نگاه می کنند.
با انجام این تاپاس بخشی از عادات رفتاری (هفتهی سوم) مزاحمام را نیز می سوزانم، چون دیگر حمام، گرم و بخار گرفته و خوشایند، نیست حتی برای شستشوی سر و بدن نیز برنامهریزی میکنم که آب کمتری مصرف کنم و زودتر هم از حمام خارج شوم. مدیریت در مصرف آب، سوخت، برق، مواد شوینده و زمان هم می شود.
و بسیار دستاوردهایی که سرشار از آگاهی، حسهای خوب و امید و انگیزه است.
همچنین با اینکه جلسات حضوری شما لطف و سعادت خاص خود را دارد من هم از دوره های مجازی شما (پرانایاما، مدیتیشن، تاپاس) بسیار خوب استفاده بردهام، چون امکان بازنگری چند باره جلسات فراهم است. و خواندن پرسش و پاسخ ها و ابرازها هم بسیار مفید است .
از شما از صمیم قلب سپاسگزارم استاد بزرگوارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم.
موضوع
– افزایش تمرکز
– سطح انرژی بالا
– آرامش…
– نود درصد مواقع بودن در لحظه
– خواب خوب
– کم شدن محسوس ترس
موضوع: اثر فوقالعاده روی دستگاه گوارش
احساس سبکی
به دست آورن تشنگی طبیعی…
کم شدن سردرد میگرنی
کم شدن محسوس درد سیاتیک با کمک آساناها و قوی شدن پای چپ که قبلا خیلی ضعیف شده بود
ایجاد فضای خالی در محیط زندگی و بدن و ذهن
اثر فوقالعادهی شستشوی بینی و بهبود تنفس
تبدیل حس نگرانی از آینده به حس رضایت از داشتههایم
درود بر شما. من صالح خسروانی مقدم در دورهی پرانایامای آقای استاد مهدویپور شرکت کردم و از ۱۴ نوبت تمرین هفتگی بهطور منظم ۱۳.۵ نوبت را منظم انجام میدادم. موارد تغذیه را حدود ۹۰% اجرا کردم. ارتباط با طبیعت، حفظ آرامش، مدیریت ذهنی و تمرکز فکر را ۷۰% اجرا کردم.
حدودا ۸۰% خواب منظم داشتم.
– میل به خوردن آب با دمای محیط برایم راحت شده.
– در مورد برقراری اعتدال از حجم معده در غذا خوردن و… توجه به مقدار جویدن آن در عملکرد سیستم گوارشی حدود ۷۰% رعایت کردم و مفید واقع شد.
– سطح انرژی نسبتا مطلوبی پیدا کردهام.
– از میزان ضعف عضلانی روزانه بهمقدار زیادی کاسته شده.
– قبلا ساعاتی از بعدازظهر را گرسنگی میکشیدم ولی هماکنون برای رفع آن برنامهریزی میکنم.
– تا حد زیادی از گفتگوهای درونی کاسته شده و سطح آهستگی و آرامشم افزایش یافته.
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)

فضای خالی
