کارگاه آنلاین تغذیه صحیح با مسعود مهدوی
برگزاری در گوگل میت
3 جلسه | 3 هفته، جمعهها
شروع: جمعه ۲۱ آذر
پشـتیبانی پرسش و پاسخ: تا ۲۰ دی
دسـترسی به محتوا: تا ۳ بهمن
مقالات منتخب
آخرین مقالات
کتابهامشاهده همه کتابها
نظرهای کاربران دورهها
من دوره یوگانیدرا رو چندین سال پیش گذرانده بودم اما این دوره کاملا متفاوت بود و تاثیر عمیقی در من داشت. دوره ۲۱ روزه رو تمام کردم و … بعد از یکی دو هفته فاصله از فردا صبح میخوام یک دوره ۲۱ روزه جدید رو شروع کنم. ممنون از استاد عزیز که با حضور و توجه فوقالعاده جلسات را راهبری و مدیریت میکند تا چنین نتایج بسیار عالی رو دریافت کنیم.
40 روز تمرینها را مرتب انجام دادم و از نتایج آن راضی هستم. از آنجا که به ویروس (آنفولانزا) مبتلا شده بودم، چند هفته اول خیلی برایم سخت بود. در بعضی تمرینها تجربههای مختلفی داشتم. مثلا … گاهی احساس میکردم انرژی در بدنم به سمت آن قسمت که ضعف دارد میرود و در مورد دیگر تنفسهایم طی تمرین ناگهان تند شد و خاطراتی از گذشته که دچار پنیک شده بودم برایم زنده شد و پس از چند ثانیه تنفس عادی شد. تصورم اینه که استرسهایی که در من مانده بود از ذهنم بیرون رفت. همینطور تغییراتی در زندگیم بهوجود آمده کمی فعالتر شدم، به تغذیه اهمیت بیشتر میدم که بخشی از این تغییرات بدون تصمیم قبلی بوده و برخی از عادات در زندگیم تا حد زیادی تغییر مثبت کرده که اینها باعث تعجبم شده. امید دارم در ماههای آینده همچنان تغییرات مثبت رو در مورد سانکالپایم ببینم. با سپاس فراوان از استاد مهدوی که این دوره را برگزار کردند و راهنماییهای سودمندشان
تمرین این هفته (چهارم) فوقالعاده بود، عشق و نور و برکت جاری باشه در هر لحظه از زندگیتون
سپاس بینهایت بهخاطر دوره عالی یوگانیدرا. در هر کدام از دورههای استاد که شرکت کردم، بهرههای بسیاری بردم اما این دوره برای من بسیار آرامبخش و لذتبخش بود. … با کلمات نمیتونم حس خوب درونیام رو بگم. استاد عزیز خیلی دوستتون دارم و بهخاطر وجودتون خدا رو شاکرم.
موضوع:
– مدیریت درد بعد از جراحی در این دوره و گذراندن دوران نقاهت قبل و بعد از جراحی با کمک تکنیک مدیتیشن
– توضیح مطالب به صورت ملموس
موضوع:
– آشنا شدن با ابعاد تازهای از تمرین و خودم با شرکت در هر دوره و گرفتن تاثیرات مثبت
– کاهش چشمگیر وسواسها و اضطرابها
– تمرکز بیشتر
– مدیریت بهتر زندگی
سلام. دورهی مدیتیشن استاد مهدویپور در پاییز سال ۱۴۰۰
۱۴ بار در هفته تمرین نظم + یک تا دو بار تمرین ذوق در روز، ۱۰۰ امتیاز، انجام دادم با شور، تعهد.
– تنشهام کمتر شده.
– سوزش سر معده خیلییی کم.…
– دسترسی بیشتر به ناخودآگاه و دیدن و آگاه شدن از ریشهی خشمهام. در واقع پرباری این دوره برای من در مسیر آگاهی بوده و شناخت بیشتر از احساسات و نیازهای گذشته.
– دو هفته است که حس خودسرزنشی و تلاشی برای کسب رضایت دیگری ندارم.
– تشکر و قدردانی دارم هر لحظه از وجود پربار استاد بینظیر و از همکاران گرامی که با مدیریت قوی و بینظیر آقای مهدویپور عزیز، متعهد و مسئول در دورهها ما را یاری میکنند بسیار سپاسگزار و قدردانم.
دوره واقعا عالى بود. بسیار از استاد عزیز جناب مسعود مهدوىپور و مینوى عزیزم و مریم نازنین سپاسگزارم براى تمام زحماتشون. دوره خیلى برایم قوى و کارآمد بود.
– من بسیار آرومتر شدم و کنترل مدیریتم روى خودم خیلى بالا رفته و تاثیرش رو در محیط افراد و فرزندم به وضوح میبینم.…
– پیام بزرگ دوره براى من تضاد و تناقض بود و هست که هر روز این رو با خودم تمرین و مرور میکنم که چهطور تضاد به تناقض تبدیل میشه و راهکارى که من پیدا کردم پذیرش هست و به نظرم خیلى کار سختى😊
پاکى، نور، تندرستى و برکت به وجود و زندگیتون جارى، شاد باشید و سایهی پرمهرتون با تندرستى مستدام🌸
موضوع: تغییرات متحولکننده تاپاس در زندگی و متعهد شدن به اهداف تعیین شده…
• انجام تمرینهای منظم یوگا
• کاهش وزن و سایز
• از بین رفتن ریزهخواری و افزایش مصرف آب
• دوش آب سرد
• زود خوابیدن در شبها
• بیدار شدن صبحها بدون نیاز به تنظیم ساعت
• مصرف بهینه آب و برق و مواد پلاستیک
• کم شدن رودربایستی
موضوع: اهمیت مدیریت فردی و جایگاه تاپاس برای رسیدن به اهداف
این هفته که طبیعت رفتم در یک کوهستان بکر که جایگاه انسانهای غارنشین بود جلسه هفته سوم را با توجه کامل گوش دادم و تمرینها را با دقت انجام دادم در هنگام قضاوت کردن وقتی که چشمپوشی کردم و به طبیعت توجه میکردم سکوت عمیقی را در درونم حس میکردم و در حوضچههای پر آب زلال که در کوهستان بود شنا کردم … با این که سرد بود اما از درون گرم بودم و با آب یکی شدم. این روزها شعف و شادی گم شدهام را پیدا کردم. و شبها با صدای اولین نجوای ذهن و صدای خروس همسایه بیدار و آماده میشوم برای برنامه صبحگاهی. این یک معجزه است برای من. و زنده بودن را حس میکنم. سپاسگزارم بابت این عشقی را که با ما به اشتراک گذاشتید.
سلام و درود
برای من اولین بار بود که در دورهای چنین شرکت میکردم. هفتهی اول با تمرین نوشتن بزرگترین شکست، برونریزی (گریه) زیادی داشتم… و در روزهای بعد متوجه شکستهایی در زندگیام با الگوی مشابه شدم و این بهترین تراپی برای من بود.…
با تمرین هفتهی دوم ارتباط زیادی نگرفتم، چون تاپاسهای فیزیکی نمونه را از قبل رعایت میکردم. ولی کم کم با تاپاس عادتها، تمرینها را انجام دادم.
تمرین شخصیت ریسک پذیر و مقاوم خیلی به من کمک کرد که مدل صفر و صدی رفتار نکنم و متوجه شدم «تعادل» مهمترین نکته است.
دستاوردهای بسیاری در این دوره کسب کردم. دو کار بزرگ ناتمام را پیگیری کردم و هفتهی دیگر جلسهی دفاع فوق لیسانسم است. (عادت اهمال کاری داشتم.)
سرعتم بیشتر شده و کارهایی که قدیم در ده روز انجام میدادم، حالا در یک روز انجام میدهم. مثل قبل با کارهای زیاد خسته نمیشوم و انرژی دارم.
در روزهای اخیر، شرایط جسمی و روحی خوبی نداشتم و متاسفانه کمتر به تمرینها رسیدم. در این مواقع ذهنم شلوغ میشود و نمیتوانم کارها را دسته بندی کنم.
میدانم باید بیشتر تمرین کنم و تاپاس دهم، چون عادت فکری کمالگرایی هنوز به من اجازه نمیدهد احساس رضایت و آسوده خاطری داشته باشم.
همچنین هنوز در مورد خواسته واقعیام مطمئن نیستم و نمیتوانم آن را در آینده تصور کنم.
در آخر، بسیار بسیار از شما بابت برگزاری این دوره سپاسگزارم.
موضوع: مهمترین دستاورد آگاهی کلی بدن در ارتباط با نیاز غذایی صحیح (تشخیص زمان و نیاز بدن به غذا)
موضوع:
– برای بار دوم شرکت در دورهی پرانایاما و بیشتر پی بردن به اهمیت تمرینها و عمیقتر و دقیقتر شدن در تمرینها
– ترک عادت نوشیدن چای داغ
– ترک قند و شکر…
– جایگزین کردن استحمام با آب ولرم بهجای آب داغ که برای من بسیار مفید بود
– تحول مثبت در زمینهی کاری
– دور نگه داشتن خود از تنشها و هدر ندادن انرژی (مصرف انرژی در زمینههای سازنده)
– انس با طبیعت
سلام. من الهام هستم. در دوره پرانایاما شرکت کردم و حدود ۶۰ درصد تمرینات و تغذیه رو انجام دادم. ارتباطم با طبیعت ۱۰۰ درصد بود. مهمترین تاثیر این دوره برای من آرامش ذهنی و نظم در زندگی روزمره بود. چالشهایی که مدتهای زیادی باهاشون درگیر بودم رو به سادگی حل کردم و برنامهای که… سالها عقب میانداختم رو شروع کردم. با اینکه سالهاست یوگا میکنم و در کلاسهای مربیان مختلفی شرکت کردم، اما شیوه بیان و تدریس استاد مهدویپور بسیار فوقالعاده و منحصربفرد هست و نوع نگاه من رو به یوگا و به طور کلی زندگی و هستی کاملا تغییر داد. بسیار سپاسگزارم از استاد مهدویپور عزیز و همراهانشون برای برگزاری این دوره بسیار عالی. براتون آرزوی سلامتی و شادمانی میکنم و امیدوارم دورههاتون ادامه داشته باشه.
سلام آقای مهدویپور. به نظرم و بدون تعارف کلمات به اندازهی کافی بارِ معنایی (با بیان و سوادِ من) جهت ابراز سپاسگزاری از این انتقال خالصانهی دانش و آگاهی را ندارند، بسیار گفتن و نوشتن لازم دارم تا منظورم را آنگونه که در زندگی حس میکنم انتقال دهم، شاید ادیبی شیرین سخن لازم است تا با ظرافت و تاثیرگذاری از کلمات استفاده کند و بگوید چه میزان از شما آموختم و تفاوت را در زندگی احساس کردم.… برای همگان این آشنایی را با شما یا با استادی با این میزان آگاهی، تسلط، دقت و تعهد آرزو دارم. تلاش میکنم کوتاه و گویا حداقلی از آنچه دریافت کردم را بنویسم؛ مدت زیادیست که میخواهم پیامی را به عنوان سپاسگزاری ارسال کنم، نه فقط برای این دوره، برای لحظه لحظهی زندگیام از زمان آشنایی با کانون یوگا و شما و آموزشهایی که گرفتم (تا حدودی به کار بستم) و تفاوتِ شخصیت، آرامشِ درونی، قدرتِ اراده، پایشِ ذهن و جسم و ایجاد پایگاه درونی برای انجام آنچه میخواستم و توان مدیریت و اجرای آنرا با این کیفیت نداشتم را تجربه کردم و چه بسا تمام زندگیم به همین دلیل تغییر کرده است، نه یکی دو ماه، بلکه حدود نُه سال تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت اجرای آموختههایم را تجربه کردهام. این “لحظه لحظه” یعنی در سختیها، هیجانها، فشارها، تصمیمات تاثیرگذار در روند زندگی و چه بسیار مواردی که ناخودآگاه آموزشهایی که گرفتم به من یاری دادند!
– پیشترها پزشکِ خانوادگی از تعداد مراجعات من (بهدلیل بیماری یا توهم بیماری) به ایشان کلافه شده بودند و روزی از من خواستند مدتی به ایشان مراجعه نکنم، بیش از شش سال است که به هیچ پزشکی نیاز نداشتهام.
– کاهش حدود ده کیلو وزن بدون ورزشِ حرفهای و تمرینهای فیزیکی سنگین که سالها انجام میدادم با اجرا و آگاهی به آنچه میخورم و مینوشم و همچنین آگاه بودن به محل و مکانی که در آن زندگی میکنم.
– خاتمه دادن به پانزده سال کارِ پر استرسِ حرفهای که برای داشتنِ ثروتِ بیشتر و شهرت آنرا دوست داشتم و انجام میدادم و بعد از هشت سال از رها کردنِ آن بسیار دارا و خوشحالتر هستم و چه بسا خلاقتر و آگاه به سایر تواناییهایم.
– ماندن، یاری و همزیستی شاد در کنار مادرم در طولِ دو سال بیماری سختِ سرطانش، وقتی همهی پنج نفر اعضای خانوادهام دچار سردرگمی از شوک بیماری بودند و گرفتارِ روزمرگیهایِ زندگیِ صنعتی و در پایان، پذیرش درگذشتِ مادرم با آرامش و حتی شادی برای خودم و “مامان”.
– بعد از سالها شک و ترس از سفرِ دراز مدت با کولهپشتی (با هزینهی کم، بدون مقصد مشخص) حالا سه سال است که فقط با یک کولهپشتی و چادر بدون شغل و درآمد (با کار داوطلبانه برای هنر و حیوانات) سفر میکنم با خانهای بر دوش با کمترین وابستگی به آنچه دارم و میآفرینم.
– حذف انسانهای سمی (در نظرِ من) که هنوز هم بسیار عزیز هستند و هیچگاه نمیتوانستم زندگی را بدون آنها تصور و تحمل کنم و حالا چقدر هر دو طرف از این تصمیمِ من خوشحالتریم.
اینها حداقل ولی بزرگترین تصمیمات زندگی من در طول حدود این نُه سال آشنایی با شما و کانون یوگا بودند. در این دورهی پرانایاما (حداکثر چهل درصد توان اجرای آموزشها و تمرینها را داشتهام)؛
– بعد از سالها آرزوی اجرا در برابر دیگران با صدایی رسا که نمیلرزد و حالِ خوب را انتقال میدهد بالاخره در مقابل دیگران خوانندم و چه بازتاب خوبی داشت، سازها با تمام اختلافِ فرهنگِ موسیقی و زبانِ فارسی، من را همراهی کردند و حتی از میزان انرژی که به دوستان انتقال یافت هنوز هم همگی در عجبیم و این در این حدودِ دو ماه ادامه داشته است.
– بعد از ارتکابِ اشتباهی با توجه به عدم آگاهیِ دوستم به اصل موضوع مشکل را (در نظرِ او) حل کردم، در تمام طول تمرین در آن روز این سواستفاده از ناآگاهی او روی دوشم سنگینی میکرد و تمرکزم را گرفته بود، دقیقا بعد از اتمام تمرین او را در آغوش گرفتم و با معذرت خواهی به سواستفاده از عدم آگاهی او اعتراف کردم، او نیز عذرخواهی من را پذیرفت و این اولین بار بود که اعتراف به اشتباه به جای لاپوشانی آنقدر در نظرم شیرین آمد.
– بعد از بیست سال زندگی مشترک بالاخره آنچه تمام این سالها از همسرم پنهان میکردم و به خاطر آن دروغ میگفتم و بزرگترین دلیل اختلاف ما است را با صداقت ابراز کردم و بدون کوچکترین شکی به اینکه او باید آگاه باشد همه را با او در میان گذاشتم و چنان بازخورد با آرامشی گرفتم که حسرت میخورم چرا تمام این سالها را با دروغ و دغل هدر دادم.
– یک انسان سمی را که بسیار در کنارش آرامش (کاذب) داشتم و به مدت شش ماه تلاش میکردم تا بیشتر به او نزدیک شوم با یک تصمیمِ آگاهانه و چشمانی باز از زندگیام حذف کردم.
اینها تا همینجا برای من تمام آنچه است که از زندگیام انتظار دارم؛ تغییر، تعادل و عدم وابستگی! این را هم اضافه میکنم که در این چند سالِ سفر با بسیاری اساتید علوم ماوراء! برخورد داشتم و حتی در کنارِ ایشان زندگی کردهام و در دورههایِ ایشان هم شرکت کردهام (صرفا جهت کنجکاوی) و هیچگاه این قدرتِ ارادهی به تغییر و آگاهی را که در دورههای شما دریافت کردم حس نکردهام و همچنین هرگز اینگونه تاثیرگذاری در روش زندگی را در هیچیک از آن دورهها تجربه نکردهام. بسیار خوشحالم که شما در آموزش به واقعیت و آنچه وجود دارد و قابل حس و درک است میپردازید و دانشتان را به این شکل حقیقی، فیزیکی، محسوس و قابل درک انتقال میدهید.
با آرزوی شادی و سلامتی سهیل کلاته بهمن ١۴٠٠ (با سلام و تشکر فراوان از تیمِ حرفهای و خوش سلیقهی پشتیبانی بابت ایجادِ تجربهی گرفتن سرویس عالی)

تمرینهای عملی یوگا
